تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
است ؛ و جدهء پدرى ، مثل خواهر ابوينى است . [ مسئلهء ] ( هشتم ) : از براى جدّ يا جدّه يا هر دو از طرف مادر با اخوهء ابوينى يا با اخوهء پدرى با نبودن اخوهء ابوينى ، ثلث است ؛ و اگر جدّ و جدّه يا يكى از آنان با خواهر ابوينى بود ، ثلث از [ آن ] او است و باقى از براى خواهر است به تسميه و ردّ ؛ و اگر با خواهر پدرى بودند ، در ردّ بر خواهر ، محلّ تأمّل است . « 1 » [ مسئلهء ] ( نهم ) : جدّ پايين ، منع مىكند از ارث ، جدّ بالا را ؛ و جدّ بالا ، شريك است با اخوه همچون جدّ اقرب ؛ ولى اين در وقتى است كه جدّ اقرب ، [ موجود ] نبوده باشد . [ مسئلهء ] ( دهم ) : از براى اجداد پدر [ ى ] چهارگانه - كه پدر پدر پدر ، و مادر پدر پدر ، و پدر مادر پدر ، و مادر مادر مادر باشد - ، دو ثلث تركه است ؛ كه دو ثلث اين دو ثلث از پدر پدر پدر و مادر پدر پدر است ؛ از براى مرد ، دو قسمت زن ، و ثلث اين دو ثلث ، از دو جدّ ديگر است ؛ از براى مرد ، دو ثلث زن است و ثلث [ اصل ] تركه ، از اجداد چهارگانهء مادر است بالسويّة كه تركه صد و هشت قسمت مىشود ؛ چه اصل فريضه ثلث و ثلثان است ، پس سه است در چهار ، كه عدّهء اجداد است ، ضرب كرديم دوازده شد ، دوازده هم به قسمت او وفا نكرد ، در نه كه سهم اجداد پدرى است زديم ، صد و هشت شد ، سى و شش از [ آن ] اجداد مادرى و هفتاد و دو از [ آن ] اجداد پدرى اثلاثا .

( تنبيه )

زوج و زوجه مىگيرد هر كدام از آنان ، نصيب بالاى خود را ، با اخوه و اجداد و اولاد آنان ؛ و اگر يكى از زوج و زوجه بودند با اخوه ، از مادر ، سهم بالاى خود را مىگيرد و ثلث ، از اخوهء مادر است به تسميه ، و باقى ، ردّ بر او مىشود ؛
] 751 / A [
و اگر يكى از طرف مادر بود - برادر يا خواهر - سدس ، به تسميه و باقى ، به ردّ مىگيرد ؛ و از براى يكى از زوج و زوجه با خواهر پدرى يا ابوينى ، سهم بالاى او است و از براى آن خواهر ، نصف است به تسميه و باقى ، ردّ بر او مىشود .
هامش
( 1 ) . نك : همان ، ص 562 - 567 .