تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
بفروشند ، قصد فروختن آن مذكّى [ - حيوان تذكيه شده ] را بكنند نه [ قصد فروش ] ميته را ؛ و آنچه از زنده بكنند ، حرام است و هرچند [ پيه‌اى باشد ] كه [ روغن آن ] براى چراغ باشد . [ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر در آبگوشت ، خون كمى ريخت ، به [ سبب ] جوش پاك نمىشود ؛ بلكه بايد گوشت و توابع آن را آب كشند . و اگر نجاستى كه مسرى نبود ، در [ چيز ] جامدى ريخت - مثل شيره و عسل و روغن - ، [ بايد ] نجاست و آنچه اطراف آن است [ را ] بيندازند و باقى ، حلال است . [ مسئلهء ] ( هفتم ) : جايز است استصباح « 1 » به روغن نجس [ در ] زير آسمان ، نه زير سايه ، و اين مسئله ، تعبّدى است ؛ چه آن كه دود نجس ، پاك است و سقف و آسمان ، فرق نمىكند . [ مسئلهء ] ( هشتم ) : اگر متنجّس قابل تطهيرى را فروخت ، حلال است به شرط اعلام نجاست آن . و پاك نمىشود مخلوط با نجس مگر به استحاله ؛ نه اين كه آرد ، [ تبديل به ] نان شود . [ مسئلهء ] ( نهم ) : آب دهان شارب الخمر ، پاك است ؛ اگر رنگ آن به شراب ، تغيير
] 451 / A [
نكرده باشد . و [ همچنين ] آب چشم كسى كه سرمهء نجس در آن ريخته باشد ، [ به ] همين قسم است . [ مسئلهء ] ( دهم ) : مكروه است خوردن آنچه [ كه ] مباشرت كرده باشد با آن [ فرد ] جنب و حايض ، اگر متّهم به عدم اجتناب باشند ؛ و آنچه [ كه ] مباشرت كرده باشد با آن ، كسى كه نجاست را پاك نمىكند ، « 2 » و آشاماندن به چهارپا ، « 3 » مسكرى [ را ] ؛ و سلف فروختن عصير ؛ و امين دانستن كسى كه حلال مىداند عصير را ، پيش از ذهاب « 4 » دو ثلث در طبخ آن ؛ و استشفاء به آب‌هاى كوه‌هاى گرم . [ مسئلهء ] ( يازدهم ) : حرام نيست چيزى از رب‌ها - اگرچه بوى مسكر و شراب
هامش
( 1 ) . روشن كردن . ( 2 ) . منظور كسى است كه مراعات پاكى و نجاست را نمىكند . ( 3 ) . در نسخه « دوابّ » بدل « چهارپا » مىباشد . ( 4 ) . رفتن و از بين رفتن .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 519 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي