تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
و مداوا به مطلق انبذه « 1 » ، بلكه به مطلق ادويه كه چيزى در [ آن ] از مسكرات باشد - [ چه ] اكلا « 2 » [ و چه ] شربا « 3 » - ، جايز نيست . و جايز است در وقت اضطرار ، تداوى [ - مداوا كردن ] به مسكر به جهت درد چشم .

( مسائل )

[ مسئلهء ] ( اوّل ) : جايز است در وقت اضطرار ، كشتن حربى و مرتدّ و زانى محصن و زن حربيّه و طفل حربى و خوردن از گوشت آنان و از ميتهء انسان و غير انسان ؛ نه ذمّى و معاهد ( و آن كافرى است كه در صلح است ) ، و بنده و طفل . [ مسئلهء ] ( دوم ) : اگر مضطرّ ، هيچ‌كس را نيافت جز خودش ؛ بعضى گفته‌اند : از مواضع گوشت‌دار خودش ، - چون ران - بخورد ؛ اگر [ چنانچه ] ترس در قطع آن موضع ، به اندازهء ترس از گرسنگى نبوده باشد . و اگر طعامى از [ آن ] غير است و ثمنش را ندارد ، آن را از صاحبش ، طلب كند [ كه ] اگر نداد ، غصب كند ؛ و اگر [ صاحبش ] مانع از غصب شد ، مىتواند با او جنگ كند ؛ و اگر خورد ، مالك حقّ ثمن ندارد ؛ و اگر مضطرّ ، ثمن آن را دارد ، واجب است كه بدهد ؛ و اگر طلب كرد مالك بيش از ثمن المثل را ، بعضى گفته‌اند : « بذل زياده بر ثمن المثل ، لازم نيست ؛ اگرچه آن را به جهت دفع ضرر جنگى بخرد » « 4 » و اگر مردّد شد ميان [ خوردن ] ميته و طعام غير ؛ اگر آن غير ، طعام را بدهد ، - اگرچه به ثمن گزافى باشد كه مقدور بايع هست - ؛ خريدن آن طعام ، معيّن است ؛ و الّا مخيّر است ميان ميته و آن طعام .

( فصل )

حرام است غذا خوردن بر سفره‌اى كه در آن ، چيزى از مسكرات و فقّاع خورده
هامش
( 1 ) . جمع « نبيذ » به معنى « شراب » . ( 2 ) . براى خوردن . ( 3 ) . براى آشاميدن . ( 4 ) . قائل ، شيخ طوسى در المبسوط ، ( ج 6 ، ص 286 ) است .