آن مباشرت كرده [ است ] ، شسته شود .
( خاتمه )
حرام است خوردن از غير بيوت تسعهء [ مذكور ] در آيهء شريفه ؛ « 1 » كه پدر و مادر و برادر و خواهر و عمو و عمّه و خالو و خاله و صدّيق ، [ و ] يا خانهاى را كه مالك كليدش است ، باشد ، مگر با اذن از صاحب مال ] ؛ و [ نيز ] از خرما و زراعتى كه به آن ، عبور كند [ بنا ] به قولى . « 2 »
باب دوم : در [ بيان ] اضطرار است
( بدان كه ) مباح است از براى مضطرّ - با خوف تلف يا خوف مرض يا طول مرض يا دشوارى علاج مرض ، يا ضعف از مصاحبت رفقا با خوف هلاكت ؛ اگر از رفقا تخلّف كند ، يا ضعف از سوار شدن ؛ اگر مؤدّى به هلاك باشد - ، خوردن هر حرامى مگر براى باغى - كه [ او فرد ] خارجى است - ، و [ يا فرد ] عادى - كه راهزن است - .
و در مقام جواز اكل ، وجوب لازمهء آن است ؛ ولى از حدّ نگاه داشتن رمق ، تجاوز نكند ، مگر با حاجت به سيرى ، مثل عاجز از پيادهروى بىسير شدن در حال اضطرار به رفتن با رفقا ؛ و اگر اميد پيدا كردن طعام مباحى پيش [ از ] برگشتن ضرورت در مرتبهء دوم [ را ] دارد ، سير شدن او حرام است ؛ و واجب است كه به جهت حفظ خودش ، بخورد ؛ و اگر به قصد تكيّف « 3 » خورد ، حرام است .
( فائده )
در ضرورت ، حلال مىشود هر چه [ كه ] منجرّ به كشتن معصومى نگردد ؛ پس حلال مىشود شراب ، به جهت ازالت [ - بر طرف شدن ] عطش ؛
] 451 / B [
اگرچه مداوا به آن ، حرام است .
و اگر مردد است در حال اضطرار ، ميانهء [ خوردن ] بول و شراب ، بول را بخورد .
هامش
( 1 ) . سورهء نور ، آيهء 61 .
( 2 ) . برخى از أعلام شيعه كه چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از :
شيخ طوسى ، على بن بابويه ، شيخ صدوق ، ابو الصلاح حلبى ، قاضى ابن برّاج و ابن ادريس حلّى ؛ نك :
غاية المراد ، ج 2 ، ص 52 - 54 .
( 3 ) . لذت بردن .