مگر آنكه برگردد به سركه ؛ يا دو ثلث آن ، تمام شود ؛ و [ نيز حرام است ] هرچه ممزوج شود با يكى از اينها .
و [ حرام است ] خون نجس و غير آن ، چون خون وزغ و كنه - مگر خونى كه در بدن [ حيوان ] مذبوح ، بعد از ذبح بماند - ، و تمام ابوال « 1 » - مگر بول شتر براى استشفاء - ، و شير محرّمات چون ميمون و گربه و لبن [ حيوان ] .
مكروه گوشت ، مكروه است مثل ماده الاغ .
و [ حرام است ] هرچه مخلوط شود با آن [ هر ] چيزى از مايعات نجسه [ كه ] حرام است خوردن آن ؛ مگر آن كه قابل تطهير بوده باشد .
( قسم ) پنجم : جامدات است و تمام آنها حلال است ، مگر ميته و شير آن [ بنا ] به قولى ؛ « 2 »
و مگر جامد نجس - مثل عذره « 3 » - و [ نيز ] آنچه ممزوج به نجس شود ، به قسمى كه تطهير آن ممكن نباشد ؛ يا كافر با رطوبت آن را ملاقات كرده باشد ؛ و گل مگر به قدر عدس از تربت حسين صلوات اللّه عليه به جهت استشفاء ؛ و زهرهاى كشنده - كم آن و زياد آن - و آنچه [ كه ] نكشد كم آن ، به اندازه [ اى كه ] ضرر نداشته باشد ، [ كه ] خوردن آن ، جايز است .
و حرام است از ذبيحه ، سپرز و قضيب و فرج و سرگين و خون و دو تخم و مثانه و زهره و بچهدان [ آن ] و بعضى گفتهاند : و حرام است مغز حرام ، و پيه « 4 » گردن ، و دشول ، و پيوند بن انگشتان ، و دانهاى ، كه به قدر عدسى است در مغز سر و چشم .
و مكروه است گرده و دو گوش دل و رگها .
و حرام نيست گوشتى را كه با سپرز ، بريان كنند ، اگر گوشت بالاى آن باشد ؛ يا اگر پايين باشد [ و ] سپرز سوراخ نباشد .
( قسم ششم ) : تخم مرغان است كه تابع گوشت آنها است .
پس اگر تخم ماهى حلال به ماهى حرام [ مشتبه شد ] ، آن تخمى كه خشن و درشت است ، حلال است .
و اگر مشتبه شد تخم مرغ حلال
] 351 / B [
به تخممرغ حرام ، هر تخمى كه دو
هامش
( 1 ) . جمع « بول » است به معناى « ادرار » .
( 2 ) . نگر : غاية المراد ، ج 3 ، ص 528 - 532 .
( 3 ) . مدفوع .
( 4 ) . در نسخه « پى » بدل « پيه » است .