قولى ، « 1 » و جدا كردن چيزى از آن پيش از موت .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر بعد از ذبح ، فرار كرد مرغ ، جايز است نيزه يا تير به آن زدن .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : مستحبّ است در گوسفند ، بستن دستهاى ذبيحه را و يك پاى آن را و نگاهداشتن پشم يا موى آن تا سرد شود ؛
و اگر گاو است ، دستها و پاهاى آن را ببندند و دم آن را رها كنند ؛
و اگر شتر باشد ، دستهاى آن را به زير بغلش ببندند و پاهاى آن را باز بگذارند ؛ و اگر مرغ است بعد از ذبح ، آن را رها كند .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : ذكات ماهى ، گرفتن آن است از آب در حالى كه زنده باشد ؛ و اگر از آب بالا جست و در حالى كه زنده بود آن را گرفت ، حلال است ؛ و الّا فلا .
و شرط نيست [ كه ] گيرندهء آن مسلمان باشد ؛ بلى اگر در دست كافر ديده شد ، حلال نيست ، مگر آن كه مشاهده شود بيرون آوردن آن را از آب در حالى كه زنده باشد ؛ و اگر به آب برگردانيده شد و در آب مرد ، حرام است ؛ اگرچه
] 251 / B [
در دام بوده باشد .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر بعضى از ماهى [ ها ] در دامى كه در آب بود ، مرد و بعضى [ ديگر ] در خشكى مرد ، اقرب حرمت تمام [ ماهىها ] است ؛ اگر مشتبه شود ، و اقرب حلّيت ماهى است بعد از ذكات ؛ اگرچه زنده باشد . « 2 »
و جايز است خوردن آنچه [ كه ] جدا مىشود از ماهى بعد از ذكات ؛ اگرچه آن ماهى دو مرتبه در آب بيفتد با حيات مستقرّه .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : ذكات ملخ ، گرفتن آن است ؛ و در گرفتن آن ، اسلام [ گيرنده ]
هامش
( 1 ) . برخى از قائلين اين نظريه ، عبارتند از :
- شيخ طوسى در الخلاف ( ج 6 ، ص 53 ، م 13 ) ؛
- ابن ادريس حلّى در السرائر ( ج 3 ، ص 107 - 108 ) ؛
- قطب الدين راوندى ( به نقل فاضل آبى در كشف الرموز ، ج 2 ، ص 354 ) ؛
- و محقّق حلّى در شرايع الإسلام ( ج 3 ، ص 160 ) .
( 2 ) . براى توضيح بيشتر ، نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 520 - 522 .