مشكوك ماند و خون به اعتدال نيامد ، حرام است .
و اگر بعض اوداج اربعه [ را قطع ] كرد ، پس آن را رها كرد و بعد باقى اوداج را قطع نمود ، اقرب حلّيت است ؛ چه آن كه در آن ، حيات مستقرّى مانده باشد به معنى اين كه ممكن باشد يك روز يا چند روز بماند ، يا [ ممكن ] نباشد .
و در صيد ، قطع اوداج اربعه
] 251 / A [
لازم نيست مثل حيوانى كه گريخته باشد و گرفتن آن ممكن نباشد ؛ يا در چاهى افتاده باشد كه ذبح آن در آن چاه ، ممكن نيست ؛ بلكه جايز است كشتن آن را با حربه ، اگر در غير محلّ ذبح باشد .
و اگر شتر فرار كرد ، واجب است صبر تا زمان قدرت بر آن ؛ مگر اين كه از هلاك [ شدن ] آن ، خائف باشد ؛ كه در حكم صيد مىشود .
[ شرط ] دوم : اين است كه رو به قبله باشد با قدرت بر آن ؛ و با اخلال عمدى حرام است ، نه اگر فراموش كند يا جاهل به سمت قبله باشد .
[ شرط ] سوم : تسميه است ؛ و كافى است در آن ، ذكر خداى تعالى ؛ و اگر عمدا ترك كرد ، حرام است ؛ و با فراموشى ، حلال است .
[ شرط ] چهارم : نحر كردن شتر و ذبح غير آن است در حلق زير لحيين ؛ و اگر شتر را ذبح كرد يا غير آن را نحر كرد ، حرام است ؛ مگر آن كه بعد آن را تذكيه كند در حالى كه حيات آن ، مستقرّ باشد .
[ شرط ] پنجم : حركتى كه دلالت بر حيات كند بعد از ذبح يا بيرون آمدن خون آن به تندى و جهندگى ، و خونى كه به نرمى بيايد ، مجزى نيست .
مطلب دوم : در [ بيان ] احكام ذبح است
و در آن ، مسائلى [ چند ] است :
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : جايز است خريدن گوشتى [ كه ] در بازار مسلمانان يافت مىشود و سؤال از آن لازم نيست ، مثل گوشتى كه در دست مسلم است .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : مكروه است ذبح در شب در حال اختيار و پيش از ظهر جمعه ؛ و زيادهروى از حدّ ذكات ؛ و كج كردن كارد تا رو به بالا ببرد ؛ و ذبح كردن در حالى كه حيوان ديگرى به آن نگاه مىكند .
و مكروه است جدا كردن سر ، و پوست كندن ذبيحه پيش از موت [ بنا ] به