تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
مىشود ؛ و اگر قصد اخبار كرد ، يا مقصود او مشتبه شد ، آزاد نمىشود .

( مسائل )

[ مسئلهء ] ( اوّل ) : واقع نمىشود عتق به اشاره و نه به نوشته با قدرت [ داشتن ] بر تكلّم ؛ و با عجز از تكلّم ، واقع مىشود به شرط اين كه قصد او معلوم شود . و واقع نمىشود به شرط و نه به قسم . و اگر گفت : « يدك حرّة « 1 » - يا - رجلك « 2 » - يا - جسدك - يا - وجهك « 3 » - يا - رأسك « 4 » ، [ عتق ] واقع نمىشود . و اگر گفت : « بدنك « 5 » و جسدك « 6 » حرّة » ، محلّ تأمّل است . [ مسئلهء ] ( دوم ) : آزاد كردن كنيز آبستن ، موجب آزادى حمل [ او ] نيست . [ مسئلهء ] ( سوم ) : اقرب ، شرط نبودن تعيين بنده است در عتق ؛ پس اگر گفت : « أحد عبيدي حرّ » « 7 » ، صحيح است ؛ و هر كدام را [ كه ] بخواهد ، معيّن كند ؛ و اگر در اين صورت يك نفر معيّن را قصد كرده بود ، عتق منصرف به او است و در تعيين ، تصديق مىشود . و اگر تعيين كرد پس عدول از او كرد ، عدول ، بىثمر است . و اگر پيش از تعيين مرد ، تعيين با وارث است . و اگر آن كه [ را ] معيّن كرده بود ، مشتبه شد ، هر چه خودش گفت ، ممضا است ؛ [ پس ] اگر چيزى گفت و بعد [ از آن ] عدول كرد ، مسموع نيست ؛ و اگر چيزى نگفت ، تعيين به قرعه نمىتوان كرد مگر بعد از مردن او . و اگر وارث ، مدّعى علم به آزاد شده كرد ، رجوع به او مىشود . و اگر بعد از اين كه [ يكى را ] مالك تعيين كرد ، ديگرى مدعى شد كه آزاد شده ، او بوده [ است ] ، قول مالك يا وارث مالك با قسم ، مقدّم است .
هامش
( 1 ) . دست تو آزاد است . ( 2 ) . پاى تو آزاد است . ( 3 ) . روى تو آزاد است . ( 4 ) . سر تو آزاد است . ( 5 ) . بدن تو . ( 6 ) . جسد تو . ( 7 ) . يكى از بندگانم ، آزاد است .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 451 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي