[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر آزاد كرد ثلث از شش بندهاش را ، قرعه مىزنند و مدار در ثلث ، ثلث قيمت است نه ثلث عدد ؛
و اگر در ثلث قيمت ، مستلزم تجزيه باشد كه جزء بعضى از آن عبيد « 1 » داخل باشد ، داخل است تا به حدّ ثلث قيمت .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : شرط است در معتق :
[ 1 ] - بلوغ و ؛
[ 2 ] - عقل و ؛
[ 3 ] - اختيار و ؛
[ 4 ] - قصد و ؛
[ 5 ] - نيّت قربت و ؛
[ 6 ] - محجور نبودن و ؛
[ 7 ] - مسلم بودن [ بنا ] به قولى . « 2 » و [ نيز ] بعضى اسلام بنده را هم شرط فرمودهاند « 3 » و ؛
[ 8 ] - اين كه جنايت عمدى نباشد و جنايت به خطا ، مانعى ندارد .
و ولد الزنا نبودن ، شرط نيست [ به قولى ] . « 4 »
و اگر كسى فضولا عتق كرد و مالك اجازه كرد ، صحيح نيست . و اگر قيمت كرد بندهء ولد صغيرش را بر خودش و او را آزاد كرد ، صحيح است ؛ و اگر بر خودش قيمت نكرد ، صحيح نيست .
[
631 / A
مسئلهء ] ( ششم ) : اگر در عتق بر بنده ، شرط جايزى كرد ، لازم مىشود ؛ ولى اگر شرط كرد كه با مخالفت شرط به رقيّت برگردد ، عتق باطل مىشود
هامش
( 1 ) . بندگان .
( 2 ) . دو نفر از فقيهان شيعه كه مسلم بودن معتق را شرط دانستهاند ، عبارتند از :
الف : ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 3 ، ص 4 .
ب : محقّق حلّى در شرايع الإسلام ، ج 3 ، ص 80 و المختصر النافع ، ص 237 - 238 .
( 3 ) . برخى از فقيهان شيعه كه اسلام بنده را شرط دانستهاند ، عبارتند از : شيخ مفيد ، سيّد مرتضى ، شيخ طوسى ، ابو الصلاح حلبى ، سلّار ديلمى ، ابن حمزه طوسى ، ابن ادريس حلّى ، محقّق حلّى و علّامه حلّى ؛ نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 326 - 327 .
( 4 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 328 - 329 .