و اگر زوجه مطالبهء طلاق به عوض كند و شوهر ، او را به آن عوض خلع كند ، واقع نمىشود .
و اگر زوجه مطالبهء خلع به عوض كند و زوج ، او را به آن عوض طلاق گويد ، طلاق رجعى مىشود ؛ و آن عوض مذكور ، لازم نمىشود .
و اگر زوج گفت : « أنت طالق عليك ألف » يا « أنت طالق بألف » ، بى اين كه زوجه سؤال [ از ] عوض كند ، عوض لازم نمىشود ؛ اگرچه بعد ، زوجه قبول كند و طلاق رجعى است .
و اگر زوجه به زوج گفت : « طلّقنى بألف » ، جواب بايد فورى باشد ؛ پس اگر تأخير افتاد ، عوض لازم نمىشود و رجعى مىشود ؛
و شرط است دو عادل ، ايقاع خلع را در يك مرتبه بشنوند ؛
و بايد مجرّد باشد از شرط خارج از مقتضاى عقد ؛
و شرط موافق مقتضاى عقد ، مانعى ندارد ؛ پس صحيح است ، زوج بگويد : « اگر رجوع كردى ، رجوع مىكنم » ؛ يا زوجه ، رجوع در فديه را شرط كند ؛ امّا اگر بگويد « خلعتك ان شئت » « 1 » ،
] 921 / B [
صحيح نيست اگرچه بخواهد ؛ مثل آن كه صحيح نيست [ اين كه بگويد ] : « ان ضمنت لى ألفا - يا - [ إن ] أعطيتنى ألفا خلعتك » .
[ مطلب ] دوم : [ در بيان ] موجب است
كه [ موجب ] ، ايجاب را مىگويد .
و شرط آن ، [ عبارت از ] بلوغ و عقل و اختيار و قصد است .
و صحيح است خلع ، از ولىّ طفل ؛ اگر گفتيم خلع ، طلاق نيست و مشروط به طلاق هم نيست .
و صحيح است [ خلع ] از محجور عليه ؛ اگر حجر به واسطهء سفاهت يا افلاس باشد ، ولى عوض ، تسليم به او نشود .
و صحيح است از ذمّى و حربى ؛ اگرچه عوض ، شراب باشد .
و اگر عوض ، شراب بود و زوجين بعد از قبض عوض ، اسلام آوردند ، زوجه
هامش
( 1 ) . اگر بخواهى تو را خلع مىكنم .