نمىگيرد ؛ و اگر ناشزه شد ، [
221 / A
مرد نفقه را ] پس مىگيرد .
و اگر نفقهء چند روز او را داد و او در اثناى آن روزها مرد ، نفقهء زايد از روز مرگ را پس مىگيرد .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : لازم نيست در كسوت و مسكن و آلت طبخ و شبه [ اينها ] اين كه تمليك زن كند ؛ بلكه مطلق دادن ، كافى است .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر نفقهء او را با تمكّن ، تامّ [ و كامل ] نداد ، در ذمّهء او است .
و اگر نفقهء مدّتى را داد و آن مدّت گذشت و او ناشزه نبود ، مالك نفقه مىشود ؛ و اگر از غير آن نفقه انفاق كرده [ است ] يا چيزى از آن زياد آمده [ است ] ، از خود او است .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر كسوتى [ را ] براى مدّتى معيّن كرد و زن قبول نمود و گرفت و آن كسوت پيش از گذشتن [ و پايان ] آن مدّت [ معيّن ] كهنه شد ، بدل آن لازم نيست ؛
و اگر مدّت گذشت و آن جامه باقى است ، مىتواند مطالبهء جامهء ديگرى كند ؛ و اگر او را طلاق داد ، كسوت و نفقهاى كه از روز طلاق زياد آمده [ است ] ، پس مىگيرد ؛ مگر آن كه مدّت معيّن ، گذشته باشد پيش از طلاق .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر مدّتى بعد از عقد و پيش از دخول گذشت ، نفقه ندارد ، مگر آن كه بذل كرده باشد تمكين تامّ از زوج [ را ] .
و اگر زوجهء شخص غايب [ حاضر شد و ] بذل تمكين تامّ نمود [ نزد حاكم ] ، نفقه واجب نيست ؛ مگر بعد از اعلام زوج به تمكين زوجه و به اندازه رسيدن او ، يا وكيلش از سفر .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر ناشزه بعد از نشوز تمكين نمود ، نفقه واجب نيست مگر بعد از اعلام زوج به تمكين او ، و بعد از گذشتن زمانى كه ممكن باشد نفقه به او برسد .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر زن ، مرتدّ شد ، نفقهاش ساقط است ؛ و اگر برگشت از ارتداد ، نفقهاش واجب است ؛ اگرچه زوج ، عالم به رجوع او نشود .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : نفقهء به اين ، با ادعاى حمل ، لازم است ؛ پس اگر بعد از نفقه دادن خلاف آن معلوم شد ، پس مىگيرد . و اگر بعد از ادعاى حمل ، نفقهء آن را عقب