فصل اوّل : در نفقهء زوجه است
و در آن ، دو مبحث است :
( مبحث ) اوّل : در نفقهء واجب است
و آن ، شش چيز است :
اوّل : طعام است ؛ [ كه ] بعضى گفتهاند روزى پنجاه است . و حقّ آن است كه به قدر كفايت زن از قوت غالب اهل شهر بدهد ؛ و اگر شهر ، قوت غالب نداشته باشد ، آنچه لايق به زوج است بدهد .
و بايد تسليم كند به زن ، گندم يا جو يا غير آن را با مؤونهء آسيا كردن و نان پختن و گوشت درست نمودن ؛
و مىتواند كه نان او را به او بدهد ؛ و نمىتواند كه تكليف كند زن را كه با او غذا بخورد .
و اگر دخول كرده بود و زن مستمرّ بود در غذا خوردن با مرد به عادت خودش ، نمىتواند مطالبه كند به نفقهء زمانى كه با او غذا مىخورده [ است ] .
دوم : خورش است ؛ و مرجع آن ، به عادت امثال [ آن ] زن است از اهل شهر در جنس خورش و مقدار آن ؛
و اگر [ زن ] از جنس خورش ، ملول شد ، [
121 / B
شوهر ] تبديل كند به خورش ديگرى ؛ و مىتواند كه خورش را بگيرد ، اگر چه نخورد .
سوم : [ خادم قرار دادن ] ؛ اين كه اگر از اهل خادم است يا خودش خدمت [ به ] او بكند ، يا كسى را اجير كند يا كنيزى براى او بخرد و نفقهء خادم را بدهد . و زياده بر يك خادم ، لازم نيست ؛ اگرچه از اهل او ؛ يعنى [ اهل ] بيش از يك خادم گرفتن باشد .
و اگر [ زن ] از اهل خادم [ گرفتن ] نيست ، خودش خدمت كند ، مگر در حال مرض كه شوهر خدمت او مىكند .
و اگر زنى كه از اهل خادم [ گرفتن بوده ] است ، مطالبه كند نفقهء خادم را كه خودش خدمت خود كند ، اجابت او لازم نيست ؛
و شوهر مىتواند كه تبديل كند خادمهاى كه با او الفت گرفته [ است ] ؛ و بيرون