تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
[ از عقد ] ، ديوانه بوده [ باشد ] . [ مسئلهء ] ( دوم ) : فسخ مىكند اگر شوهر ، خصىّ باشد يا بيضتين او كوبيده [ شده ] باشد ؛ اگر پيش از عقد ، [ خصىّ ] بوده ؛ و اگر بعد [ از عقد عنين ] بوده ، لازم است . « 1 » [ مسئلهء ] ( سوم ) : فسخ مىكند اگر [ مرد ] عنين باشد - اگرچه بعد از عقد و پيش از وطى ، حادث شود - و اگر حادث شود بعد از وطى ؛ اگر يك مرتبه وطى كرده باشد ؛ يا آن كه از وطى اين زن ، عنين [ شده ] باشد نه مطلقا ؛ يا از وطى قبل عنين شده باشد [ فقط ] نه دبر ، خيار ندارد ؛ و اگر بعد از ثبوت عنّه [ - عينن ] ، مدعى شد كه مىتواند وطى كند او را يا زن ديگر را ، [ ادعايش ] با قسم ، مسموع است . [ مسئلهء ] ( چهارم ) : بعد از ثبوت عنه ، اگر صبر كند با او « 2 » كه فسخى نيست ؛ و الّا پيش حاكم عرضه مىكند و حاكم او را از وقت مرافعه تا يك سال مهلت مىدهد ؛ پس اگر در عرض سال او را يا زن ديگر [ ى ] را وطى كرد ، حقّ فسخ ندارد ، و الّا فسخ مىكند و نصف مهر را مىگيرد ؛ و اگر به غير عنّه فسخ كرد ، مهر ندارد اگر پيش از دخول بوده . و در حساب كردن زمان [ و مدّت ] سفر از آن سال مهلت ، محلّ اشكال است . « 3 » [ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر زن راضى به عنّه شد ، پس شوهر او را طلاق [ داد ] و بعد او را تزويج كرد ، ديگر خيار ندارد ؛ امّا اگر در عقد اوّل او را وطى كرد و در عقد دوم عنين شد ، خيار ثابت است . [ مسئلهء ] ( ششم ) : فسخ مىكند ؛ اگر شوهر ، مقطوع الذكر بتمامه [ - كاملا ] باشد ؛ و اگر بعض آن مقطوع باشد فلا . و اگر بعد از عقد مجبوب شد ، حقّ فسخ ندارد . [ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر خنثى بود با امكان وطى ، حقّ فسخ ندارد . و همچنين قرن ، اگر مانع
] 911 / A [
از وطى نباشد ، موجب خيار نيست . و [ همچنين ] رتق - كه بسته بودن فرج است - اگر ازالهء آن ممكن نيست ، يا ممكن
هامش
( 1 ) . عبارت ارشاد الأذهان و ترجمهء آن - به ترتيب - چنين است : « . . . و في معناه الوجاء ، إن كان سابقا على العقد ، و إلّا فلا » ؛ « زن فسخ مىكند به سبب خصاء - و در معناى خصاء است وجاء - اگر سابق بر عقد باشد و الّا نه » . ( 2 ) . در نسخهء خطّى « بعد از » مىباشد ؛ ولى در متن ارشاد « مع » آمده است . ( 3 ) . براى توضيح بيشتر ، نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 184 - 188 .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 392 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي