در حبالهء او است ] ، يا در عدّه او است . « 1 »
مقصد ششم در موجبات خيار است
و آن [ موجبات ] ، عيب است و تدليس .
و در اينجا ، دو فصل است :
فصل اوّل : در عيب است
( بدان كه ) عيب [ هاى ] مرد كه موجب خيار مىشود ، چهار چيز است :
1 . ديوانگى و
2 . خصىّ بودن « 2 » و
3 . مجبوب بودن « 3 » و
4 . عنين بودن . « 4 »
و عيب [ هاى ] زن ، هفت چيز است :
1 . ديوانگى و
2 . خوره و
3 . پيسى و
4 . قرن كه [ آن ] استخوان بودن [ در ] فرج است و
5 . افضاء ، به معنى اين كه مسلكين [ و دو راه ] ، يكى شود و
6 . كورى و
7 . لنگى ، اگر به حدّ زمينگيرى برسد .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : فسخ مىكند زن به ديوانگى مرد ، نكاح را ؛ اگرچه جنون [ مرد ] ادوارى باشد و دوام نداشته باشد ؛ چه آن كه بعد از عقد [ و وطى ] ، ديوانه شود يا پيش
هامش
( 1 ) . عبارت مترجم اين چنين است : « زن شوهردار بر غير شوهر حرام است تا زن او يا در عدّه او است » .
( 2 ) . اخته .
( 3 ) . مردى كه آلت نرينهاش قطع شده باشد .
( 4 ) . مردى كه قادر بر جماع نباشد .