( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : وقتى كه زن آزاد سه دفعه طلاق داده شد ، حرام مىشود
] 811 / A [
به حرمت ابد « 1 » مگر به محلّل .
و كنيز حرام مىشود به دو طلاق ؛ چه اين كه كنيز ، زن مرد آزادى باشد يا [ زن ] غلامى . « 2 » و وقتى كه نه طلاق داده شد كه ميانهء آنان دو نفر او را نكاح نمودند ، غير شوهر اوّل ، حرام مؤبّد مىشود .
و در حرام مؤبّد شدن كنيز به نه طلاق ، محلّ تأمّل است .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : هر كه عقد كند زنى را در [ ايام ] عدّه با علم به عدّهء [ زن ] ، حرام مؤبّد خواهد شد ؛ اگرچه دخول نكرده باشد ؛
و همچنين اگر عالم به عدّه و حرمت باشد و او را عقد كند و دخول كند ، حرام مؤبّد مىشود ؛ ولى در اين صورت اگر دخول نكرد ، عقد باطل است ، و بعد از [ ايام ] عدّه مىتواند او را بگيرد ؛
و اگر جاهلا دخول كرد ، ولد به او ملحق است ؛ اگرچه بعد از شش ماه ولد بياورد ؛
و اگر زن جاهل بوده ، مهر را هم ضامن است نه با علم او ، و عدّهء طلاق اوّل را تمام مىكند و عدّهء ديگرى مىگيرد .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر زنا كرد به زن شوهردارى يا زنى كه در عدّه رجعى بود ، حرام مؤبّد مىشود .
و زناى به غير اين دو طائفه ، موجب حرمت نمىشود و حرام نمىشود اگر زن او بسيار زنا كند .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر عقد بست شخص محرم بر زنى با علم به حرمت ، حرام مؤبّد مىشود ؛ و اگر جاهل به حرمت بوده ، عقدش فاسد است و موجب حرمت
هامش
( 1 ) . در نسخه « أبدا » بدل « ابد » بود .
( 2 ) . در نسخهء خطّى عبارت ، چنين خوانده مىشود : « چه اين كه كنيز يا آزاد ، زن غلامى بودند يا آزادى » ؛ عبارت علّامه حلّى در إرشاد الأذهان ( ج 2 ، ص 27 ) اين چنين مىباشد : « و الأمة تحرم بطلقتين سواء كانت تحت حرّ أو عبد » .