( مطلب ) اوّل : در اركان متعه است
و آن ، چهار چيز است :
( ركن ) اوّل : عقد است
كه مشتمل بر ايجاب باشد - مثل « زوّجتك » و « متّعتك ، مدّة الفلاني بالمبلغ الفلاني » - ؛ و [ عقد ] ، صحيح نيست به [ جارى ساختن ] لفظ تمليك و اجاره و هبه و عاريه .
و [ مشتمل است ] بر قبول - مثل « قبلت » و « رضيت » و مثل آنها - ؛ و جايز است تقديم قبول بر ايجاب .
و شرط است كه صيغه ، ماضى باشد [ بنا ] به قولى ؛ « 1 » و صادر شود آن عقد ، از كسى كه صلاحيت آن را داشته باشد . و از براى ولىّ است نكاح كردن صغير را به متعه .
( ركن ) دوم : در محلّ متعه است
و شرط است اسلام زن ؛ يا اين كه از اهل كتاب باشد [ بنا ] به قولى ، و جايز نيست از براى [ زن ] مسلمه ، اين كه تزويج كند به غير مسلم . « 2 »
و جايز نيست
] 011 / B [
متعه كردن زنى كه بتپرست باشد يا ناصبى باشد ؛ و همچنين به كنيز ، از براى كسى كه زن آزاد داشته باشد ، بىاذن او ؛ [ و ] هم [ چنين ] متعهء دختر خواهرزن يا دختر برادرزن بىاذن عمّه و خاله ، صحيح نيست .
و مستحبّ است متعه كردن به [ زن ] مؤمنهء عفيفه و از او سؤال كردن كه شوهر دارد يا نه ؟ ؛ در عدّه است يا نه ؟ .
و مكروه است متعهء [ زن ] زانيه و دختر باكره ؛ اگر پدر نداشته باشد .
و اگر بكر بىپدر را متعه نمود ، ازالهء بكارت او مكروه است .
و دختر بالغ رشيد ، مىتواند بىاذن پدر متعه شود .
هامش
( 1 ) . چنين است فتواى ابن حمزه طوسى در الوسيلة ، ص 291 و علّامهء حلّى در مختلف الشيعة ، ج 7 ، ص 107 ، م 46 - 47 و تذكرة الفقهاء ( چاپ سنگى ) ، ج 2 ، ص 583 .
( 2 ) . براى اطلاع از فروع اين مسئله و اقوال آن ، نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 76 - 82 .