تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠

مطلب سوم : ( در ) اولياء ( است )

و در اينجا ، دو فصل است ( [ كه ] ذكر مىكنيم ) .

( فصل ) اوّل : در اسباب ولايت است

و آن ، چهار چيز است :

اوّل : پدر بودن است ؛

و در اين معنى است جدّ بودن ؛ و آن سبب ولايت اجبارى است بر ولد غير بالغ يا ديوانه ؛ و مساوى است در اين حكم كه آن ولد ، بكر باشد يا ثيّب . و اگر فرزند خود را تزويج كرد براى كسى ، يا زنى براى او تزويج كرد بعد از اين كه بالغ و رشيد شدند ، نمىتوانند فسخ كنند و از هم ارث مىبرند . و پدر و جدّ ، بر بالغهء رشيده ولايت ندارند ؛ اگرچه باكره باشد [ بنا ] به قولى . « 1 » و ساقط نمىشود ولايت جدّ به [ سبب ] مردن پدر [ بنا ] به قولى . « 2 » و اين ولايت به [ سبب ] ارتداد ساقط مىشود .

دوم : ملكيت است

و از براى مالك است جبر كردن غلام و كنيز خودش را بر نكاح ، و خيارى [ - اختيارى ] در اين صورت ندارند ؛ اگرچه بالغ رشيد باشند . و جايز نيست از براى هيچ‌كدام از آنان ، عقد كردن ؛ مگر به اذن مولا ؛ و اگر بىاذن
هامش
( 1 ) . برخى از عالمان شيعه كه فتوا به عدم ولايت در اين مسئله داده‌اند ، عبارتند از : الف : شيخ مفيد در « أحكام النساء » ( مصنّفات الشيخ المفيد ، ج 9 ) ، ص 36 . ب : سيّد مرتضى در الانتصار ، ص 383 ، م 158 ؛ الناصريات ، ص 320 ، م 150 و « جواب المسائل الموصليّات الثالثة » ( رسائل الشريف المرتضى ، ج 1 ) ، ص 235 . ج : شيخ طوسى در التبيان ، ج 2 ، ص 273 ( ذيل آيهء 273 سورهء بقره ) . د : ابن حمزه طوسى در الوسيلة ، ص 299 . ه : ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 2 ، ص 562 . و : محقّق حلّى در شرايع الإسلام ، ج 2 ، ص 220 و المختصر النافع ، ص 197 . ز : علّامه حلّى در قواعد الأحكام ، ج 3 ، ص 11 و مختلف الشيعة ، ج 7 ، ص 144 - 145 ، م 56 . ( 2 ) . فتواى ابن ادريس حلّى در السرائر ( ج 2 ، ص 466 ) و محقّق حلّى در شرايع الإسلام ( ج 2 ، ص 220 ) چنين است .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 360 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي