و حرام است وطى زن ، پيش از نه سال ؛ و اگر [ وطى ] كرد ، حرام نمىشود آن زن بر او ، مگر آن كه افضاء شده باشد .
و حرام است اين كه ترك كند وطى زن را زياده بر چهار ماه .
مطلب دوم : در اركان نكاح است
و آن ، ( دو چيز است ) : صيغه و متعاقدان .
( ركن ) اوّل : در صيغه است
و آن ايجاب و قبول ، به صيغهء ماضى به [ لغت ] عربى [ است ] ؛ اگر قدرت بر آن داشته باشد .
امّا ايجاب [ به الفاظى ] مثل « زوّجتك » و « انكحتك » و « متّعتك » ، [ مىباشد ] .
و اگر گفت « زوّجنيها » ، پس او گفت « زوّجتك » ؛ بعضى گفتهاند صحيح است . « 1 »
و همچنين [ صحيح است ] اگر گفت به زن « أتزوّجك » و زن گفت « زوّجتك » ، بعضى گفتهاند صحيح است ؛ « 2 » و اگر به پدر گفتند « زوّجت بنتك من فلان » ، و او گفت « نعم » ، در ايجاب كافى است ؛ و تقديم قبول ، ضرر ندارد [ و صحيح است ] .
و كافى است ترجمهء عقد عربى به غير عربى ؛ اگر عاجز از عربى باشد ؛ و اگر از آن هم عاجز است ، اشاره كافى است .
و صحيح [ نمىباشد و منعقد ] نمىشود نكاح به هبه و تمليك و اباحه .
ركن دوم : [ شروط ] متعاقدين است
و شرط است در آنان :
1 . مكلّف بودن و ؛
2 . مختار بودن و ؛
3 . آزاد بودن ؛ يا اگر بنده است از مولا مأذون باشد ؛ پس صحيح نيست عقد طفل
هامش
( 1 ) . اين قول ، مختار شيخ طوسى است در المبسوط ، ج 4 ، ص 194 ؛ و نيز نك : مختلف الشيعة ، ج 7 ، ص 107 ، م 46 .
( 2 ) . محقّق حلّى در شرايع الإسلام ( ج 2 ، ص 273 ) چنين فتوا دادهاند ؛ و نيز نك : مختلف الشيعة ، ج 7 ، ص 107 ، م 47 .