تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
و ديوانه و مست ؛ و اگر [ جنون ] افاقه [ نمود ] ، و [ عقد را ] اجازه كرد ، صحيح نيست . و كافى [ و صحيح ] است عقد زن بالغ رشيد .

( مسائل )

[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر ايجاب را ذكر نمود ، پس ديوانه شد يا بىهوش شد ، [ ايجاب ] پيش از قبول ، باطل است ؛ و همچنين [ باطل ] است اگر قبول را ذكر كرد و پيش از ايجاب ، بىهوش شد . [ مسئلهء ] ( دوم ) : شرط نيست در زن بالغ رشيد ، اذن ولىّ و نه در مطلق نكاح دو شاهد گرفتن ؛ بلكه اگر [ در ] پنهان نكاح كردند و به كسى نگفتند هم ، صحيح است . [ مسئلهء ] ( سوم ) : بايد زن معيّن باشد ، پس اگر يكى از دو دخترش را تزويج كرد ، صحيح نيست . و اگر پدر دختر ، يكى از آنان را براى [ او ] تزويج كرد و در عقد اسم او را نبرد ؛ بلكه قصد دختر معيّنى كرد و در او اختلاف كردند با شوهر ، قول پدر دختر مقدّم است ؛ اگر شوهر تمام آن دخترها را ديده باشد ؛ و اگر نديده [ باشد ] ، باطل است . [ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر يكى از زن و شوهر ، ادعاى زوجيت آن يكى كردند ؛ مثل آن كه زن گفت : « من زن توام » ، يا مرد گفت : « من شوهر توام » ، اگر به آن كه اين را گفت تصديق او نمود ، حكم به زوجيت مىشود و از هم ارث مىبرند ؛ و اگر تصديق نكرد ، ادّعاى او محتاج است به بيّنه
] 801 / B [
؛ و بعد از ثبوت ، حكم مىشود به توابع زوجيت . [ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر كسى مدعى شد كه زنى كه براى ديگرى عقد شده بود ، زن او بوده ، التفات نمىشود به دعوا [ ى ] او ، مگر با بيّنه . [ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر اقامهء بيّنه كرد كه زن معيّنى ، زن او است و خواهر آن زن ، اقامهء بيّنه كرد كه او زن او است ، بيّنهء شوهر ، مقدّم است ؛ اگر به خواهر آن زن ، دخول نكرده باشد ، يا تاريخ [ عقد ] خواهر آن ، مقدّم بر تاريخ عقد اين ، نباشد . [ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر مولا اذن داد به بندهء خود كه زن آن بنده را از براى خود آن بنده بخرد ، عقد باقى است ؛ اگر گفتيم كه بنده به تمليك ، مالك نمىشود ؛ و اگر گفتيم به تمليك ، مالك مىشود ، عقد باطل است ؛ و اگر بعضى از آن زن بنده آزاد شد و آن بنده بعد او را خريد ، عقد باطل است .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 359 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي