تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
كردن ورثه ، ميراث را . [ مسئلهء ] ( نهم ) : اگر آزاد كرد بنده [ اى را ] و مالى ديگر نداشت و آن بنده مثل قيمت خود [ را ] كسب نمود ، نصف او آزاد مىشود و از براى خودش است نصف ديگر به جهت آن كه حساب نمىشود بر او ، آنچه [ كه ] براى او از كسبش حاصل شده به جهت مستحقّ شدن او به بعض از آن كسب ، آزاد شدن را نه از جهت مولايش . و اگر دو قيمت خودش [ را ] كسب نمود ، سه خمس او آزاد مىشود و سه خمس كسب از [ آن ] خودش است . و اگر بر مولايش دينى بوده كه به اندازهء قيمت بنده و كسب است ، آزاد نمىشود اگر كسب كند مثل قيمتش [ را ] و [ بر ] مولايش به اندازهء او قرض داشت ، نصف همان بنده و نصف كسبش در دين مولا صرف مىشود و ربع او آزاد مىشود و ربع كسبش از [ آن ] خودش است و باقى ، از [ آن ] ورثه است . [ مسئلهء ] ( دهم ) : اگر آزاد كرد بنده‌اى را و مال ديگرى نداشت و قيمت او ده دينار بود و [ سپس ] ده دينار [ را ] هم كسب كرد و پيش از مولا [ يش ] مرد ؛ [ پس ] از براى او است
] 701 / A [
چيزى به واسطهء آزادى و به اندازهء او از كسبش براى ولدش [ مىباشد ] و براى مولاى او دو چيز است كه مساويند آنچه از خود بنده بود به سبب آزادىاش ؛ پس قسمت مىشود ده دينار ، به سه قسمت متساوى ؛ يك قسمت ، از پسران بنده است و دو قسمت ، از مولا ؛ و آزاد شدن ثلث آن بنده ، معلوم است . [ مسئلهء ] ( يازدهم ) : نكاح مريض ، مشروط است به دخول ؛ كه اگر پيش از دخول مرد ، نكاح باطل است و ميراث و مهر ، ثابت نيست ؛ و اگر دخول كرده ، مهر و ميراث ثابت است . [ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : مكروه است از براى مريض كه زنش را طلاق دهد . و اگر مريض طلاق داد ، آن مطلّقه ، تا يك سال ارث از شوهر مىبرد ؛ چه طلاق ، به اين باشد يا رجعى ؛ مگر آن كه [ طلاق ] مبارات باشد يا شوهر ديگرى گرفته باشد ، كه ارث نمىبرد . و شوهر هم ارث او را مىبرد ؛ اگر طلاق رجعى باشد ، مادامى كه زن در عدّه است .