و اگر وصيّت كرد به آزادى بندههايش و مالى [ به ] غير [ از ] آنها ندارد و ورثه اجازه نكردند ، ثلث آنان به قرعه آزاد مىشود .
و اگر به ترتيب ذكر نمود ، ابتدا مىشود به اوّل فالأوّل ، تا ثلث استيفاء شود .
و اگر وصيّت كرد به آزادى عدد مخصوصى از بندههايش ، قرعه زدن مستحبّ است . و [ نيز ] مىتوانند ورثه تعيين كنند .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : اگر وصيّت كرد به آزادى مؤمنهاى ، واجب است [ عمل به آن ] ؛ و اگر معلوم شد كه مؤمنه نبوده ، بعد از عتق كافى است .
و اگر پيدا كردن مؤمنه ممكن نيست ، آزاد مىشود زنى كه معروف به ناصبى بودن نباشد .
و اگر وصيّت كرد به آزادى بنده به ثمن معيّنى و پيدا شد بندهاى كه ثمنش بيشتر بود ، آزاد كردن او واجب نيست ؛ و انتظار كشند پيدا شدن بنده [ اى را ] به آن ثمن ؛
و اگر به كمتر [ از ] آن ثمن پيدا شد ، آزاد مىشود و زيادتى را به خود آن بنده مىدهند .
و اگر وصيّت كرد براى كسى به مثل نصيب يكى از ورثه ، به او مىدهند مثل نصيب كمتر آنان را .
مطلب دوم : در اوصياء است
[ شروط وصىّ ] :
( بدان كه ) شرط است در وصىّ :
[ الف ] : عقل و ؛
[ ب ] : اسلام و ؛
[ ج ] : عدالت [ بنا ] به قولى ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . برخى از فقيهان شيعه كه « عدالت » را در وصى شرط مىدانند ، عبارتند از :
الف : شيخ مفيد در المقنعة ، ص 668 .
ب : شيخ طوسى در النهاية ، ص 605 و المبسوط ، ج 4 ، ص 51 .
ج : قاضى ابن برّاج در المهذّب ، ج 2 ، ص 116 .
د : سلّار ديلمى در المراسم ، ص 202 .