از كافر غصب كرد در حالى كه شراب را پنهان كرده بود ، ضامن است ؛ و همچنين خوك را .
[ مسئلهء يازدهم ] : اگر چند غاصب متعاقبا بر مغصوب دست يابند [ و ميان آنان ردّ و بدل شود ] ، مالك در ضمان [ هر كدام از آنان ] مخيّر است . « 1 »
مطلب دوم : در [ بيان ] احكام [ غصب است ]
واجب است ردّ عين و اگرچه سخت باشد ؛ مگر اين كه مغصوب با كندن تلف شود ، يا دوخته شود به واسطهء مغصوب ، پارهگى [ شىء يا لباسى كه ] حرمت دارد ؛ كه در هر دو صورت ، قيمت را ضامن است . و در صورت ردّ عين ، ضامن تفاوت قيمت سوقيه نمىباشد .
[ مسائل ]
[ مسئلهء اوّل ] : اگر [ در مغصوب ] عيبى حادث شد ، ضامن ارش [ - تفاوت بين قيمت صحيح و معيوب ] است ؛ و اگر عيب غيرمستقّر بود [ بلكه در ازدياد بود تا اين كه تلف شد ] ، ضامن نقصهاى بعدى هم مىباشد .
[ مسئلهء دوم ] : اگر [ مغصوب ] تلف شد ، غاصب ، ضامن است مثلش را در مثلى ؛ و اگر [ ردّ مثلش ] متعذّر بود ، ضامن قيمت وقت دفع مىباشد .
و در تلف غيرمثلى بنابر يك رأى ، قيمت زمان تلف را ضامن است ؛ « 2 » و بنابر رأى ديگر ، بالاترين قيمت را از زمان غصب تا زمان تلف ، ضامن است . « 3 »
[ مسئلهء سوم : اگر در مغصوب صنعتى « 4 » باشد ] ، ضامن است [ اصل ] و صنعت [ مغصوب ] را ؛ و اگرچه [ اصل ] ربوى « 5 » باشد .
هامش
( 1 ) . مثلا عمرو كتاب زيد را غصب كند و به على بفروشد و او هم به حسن و او هم به حسين بفروشد ؛ كه در اين صورت براى زيد جايز است كتاب را از هر يك از آنان مطالبه كند .
( 2 و 3 ) . براى اطلاع از اين نظريه و صاحبان آن ، نك : غاية المراد ، ج 2 ، ص 398 - 400 .
( 4 ) . « صنعت ، همان هيئت شىء است ، مانند انگشتر ساخته شده . اصل مانند طلا و نقره ، و صنعت مانند هيئت انگشترى » . نك : مجمع الفائدة و البرهان ، ج 10 ، ص 529 .
( 5 ) . « ربا ، در اين فرض تحقّق ندارد به جهت اين كه خود صنعت و هيئت ، قيمتى دارد و زيادتى در مقابل آن صنعت و هيئت واقع است » . نك : مجمع الفائدة و البرهان ، ج 10 ، ص 529 .