بالنسبه به هر دو ، مساوى است ، و ترجيحى حاصل نمىشود ؛ و پنجرههايى كه در خارج خانه است ؛ و دريچهء كوچك ، پس در اين صور ، با عدم بيّنه حكم مىشود به ملكيت هر كدام كه قسم خوردند ؛ و اگر هر دو ، قسم خوردند ؛ يا هر دو ، نكول از قسم نمودند ، آن مال از [ آن ] هر دو است .
( تفهيم )
واجب نيست بر همسايه ، گذاردن چوب همسايهء خودش را بر ديوارش ؛ بلكه مستحبّ است . و اگر اذن داد به اين كه چوبش را بر ديوار او بگذارد و رجوع كرد از اذنش ؛ اگر پيش از گذاردن ، رجوع نموده ، مسموع است ؛ و اگر بعد [ از گذاردن ] رجوع كرده ، مسموع نيست ، مگر به دادن ارش آن چوب .
و اگر اذن در گذاردن داد و بعد چوب خراب شد ديگر حقّ ندارد به گذاردن آن چوب ، مگر به اذن تازه .
و صحيح است صلح كردن بر چوب گذاردن بر ديوار ، بعد از معيّن كردن چوب و وزن آن و درازى آن .
( ارشاد )
شريك ، حقّ ندارد [ به ] اين كه تصرّف كند در [ مال ] مشترك ، بدون اذن شريك . و اگر مال مشترك ميان آنان خراب شد ، بر شريك ، عمارت آنجا واجب نيست ؛ مگر آن كه بىاذن شريك ، آن را خراب كرده باشد ؛ يا آن كه به اذن او خراب كرده ، با شرط عمارت .
و اگر شاخههاى درخت همسايه در خانهء همسايه برويد ، بر او جايز است كه شاخههاى آن را از خانهاش بگرداند ؛ و اگر نمىتواند برگرداند ، آن را قطع كند .
و جايز است بيرون كردن رواشن - يعنى چوب از خانهء خودش به راه اخراج كند - ؛ و جايز است عمارت بر آن چوب ؛ و همچنين ناودان گذاردن در راه ؛ اگر ضررى نداشته باشد ، اگرچه مسلمى از آن منع كند ؛ و همچنين در باز كردن در راهها و [ همسايهء ] مقابلى او نمىتواند منع [ كند ] ؛ و اگر خراب شد و مقابل آن درى باز كرد ؛ اوّلى نمىتواند منع كند ؛
و اگر خراب شد و سبقت گرفت [ همسايهء ] مقابل او ، اوّلى نمىتواند آن را منع نمايد .