بنده را كسى خريد ، آنچه با او است ، مال بايع است .
[ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : آنچه مشترى در بيع شرط كند ، صحيح است ، مگر آن كه
] 16 / A [
شرط ربا كند ، يا شرط كند كه ثمن را زياد كند . و اگر گفت به بايع كه : « به من به فروش تا فلان مبلغ را به تو بدهم » ، وفا به آن لازم نيست ؛ چه در آن وقت مالى در دست او باشد ، يا نباشد .
[ مسئلهء ] ( پانزدهم ) : مكروه است جدايى انداختن ميان اطفال و مادران پيش از رسيدن به هفت سال ؛ و وطى كردن كنيزى كه از زنا بوده باشد ؛ و اين كه پول بنده را در ترازو ، نشان خودش بدهند .
[ مسئلهء ] ( شانزدهم ) : واجب است استبراى كنيز پيش از فروختن او اگر وطى كرده باشد به يك حيض ، يا به چهل و پنج روز . و همچنين اگر بايع استبراء نكرده باشد ، بر مشترى لازم است ؛ و اگر شخص ثقه خبر داد به استبراء ، كافى است ، و ديگر استبراء لازم نيست . و همچنين لازم نيست استبراء اگر كنيز از زن بوده باشد يا آن كه كنيز يائسه و صغيره يا حامله يا مرضعه [ - شيردهنده ] باشد .
[ مسئلهء ] ( هفدهم ) : حرام است جماع كردن با كنيز حامل در قبل پيش از گذشتن چهار ماه و ده روز از خريدنش ؛ و بعد از آن جماع با او ، مكروه است . و اگر جماع كرد ، عزل كند ؛ و اگر عزل نكرد ، مكروه است فروختن بچهء او . و مستحبّ است كه قدرى از ارث خود را ، براى او جدا كند .
[ مسئلهء ] ( نوزدهم ) : جايز است خريدن آنچه [ كه ] ظالم از كافر ، اسير مىكند ؛ هرچند كه خواهر كافر يا دختر او يا زن او را اسير كند .
[ مسئلهء ] ( بيستم ) : هر [ كافر ] حربى كه اسير كند [ كافر ] حربى ديگر را ، صحيح است خريدن او از او ؛ و اگر اسير كرد كسى را كه بر او آزاد مىشود مثل عمودين ، در صحّت خريدن از او نظر است كه منشأ [ يكى ] دوام و استمرار مقهور كردن است كه مبطل عتق است اگر عتق فرض شود ، و موجب صحّت بيع است ؛ و [ ديگرى ] استمرار قرابت سابقه كه مانع از ملكيت به مقهور كردن بود . و تحقيق آن است كه مىگوييم كه بيع از بيع حقيقى نيست ؛ بلكه استخلاص او است و اين كه مشترى به تسلّط ، مالك مىشود .