اشخاص ، مكروه است .
سوم : آنچه نفعى ندارد ؛ چون سوسك و كرم و مگس و شپش ؛ و مسوخات « 1 » صحرايى چون ميمون و خرس ، سواى فيل ، كه بيع آن صحيح است ؛ و همچنين مسوخات دريايى چون وزغ و لاكپشت ؛ و ماهى كه در آب مرده باشد . و در جواز فروختن درندگان ، دو قول است . « 2 »
چهارم : آنچه فى نفسه حرام است ؛ چون عمل [ و ساخت ] صور مجسّمه ؛ و غناء ؛ و اعانت ظلمه « 3 » در امر حرام ؛ و نوحه كردن به باطل ؛ و نگاهدارى كتب ضلال ؛ و نوشتن آن ، در غير قصد ردّ بر آن ؛ و هجو مؤمنان ؛ و ياد دادن سحر و كهانت و قيافه ( كه اثبات نسب و نفى نسب از خلقت ظاهره باشد ) ؛ و شعبده ( كه چشمبندى است ) ؛ و قمار ؛ و غشّ كردن به آنچه پوشيده بماند همچون خلط آب در شير ؛ ( و زيبا نشان دادن زن زشترو به واسطهء آرايشگرى ) « 4 » ؛ و زينت كردن مرد به زينت محرّم ؛ و رشوه در حكم دادن - چه حكم كند بر ميل رشوه دهنده و چه بر [ خلاف ميل ] او ، و چه بر حقّ حكم كند يا باطل - ؛ و [ قبول ] ولايت از جانب ظالم ؛ با ظنّ به قصور خودش از امر به معروف و نهى از منكر ؛ و جوايز غصبى ظالم ؛
و اگر جايزه غصبى از او گرفت ، بايد ردّ كند به صاحبش ؛ اگر بشناسد ، و اگر مرده به وارث او [ ردّ نمايد ] ؛ و اگر صاحبش را نمىشناسد ، تصدّق بدهد به آن جايزه از جانب صاحبش .
پنجم : آنچه [ كه ] به جا آوردنش واجب ، ( و اجرت گرفتن بر آن حرام ) است ؛ همچون غسل دادن اموات ، و كفن كردن [ و دفن ] آنان ، و گرفتن اجرت بر اذان گفتن ، ( و امامت بر مردم كردن ) ، و قضاوت نمودن .
و باكى نيست به گرفتن رزق از بيت المال ، به جهت اذان گفتن ؛ و قضاوت ، با حاجت مردم به قضاوت و معيّن نشدن بر او ؛ و گرفتن اجرت بر عقد نكاح .
هامش
( 1 ) . حيوانات مسخ شده .
( 2 ) . در مسئله دو قول حرمت و كراهت ، وجود دارد ؛ براى اطلاع بيشتر ، نك : غاية المراد ، ج 2 ، ص 7 - 9 .
( 3 ) . ستمگران .
( 4 ) . بين كروشه ، ترجمهء قسمتى از عبارت إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 357 ) است ، متن علّامه چنين است :
« . . و تدليس الماشطة » .