[ مسئلهء ] ( ششم ) : وقت رمى جمره ، از طلوع آفتاب است تا غروب .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر كوچ كرد در روز اوّل ، سنگريزههاى روز سوم را دفن كند .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : جايز است از براى خائف و مريض و شبانها [ - چوپانان ] و بنده [ - عبد ] ، اين كه [ در ] شب رمى جمره بكنند .
[ مسئلهء ] ( نهم ) : اگر فراموش كرد رمى جمره را در روز ، قضا كند آن را در فرداى آن روز ، و مقدّم دارد آن را بر جمرهء فردا ؛ و اگر فراموش كرد تمام جمرات را تا داخل مكّه شد ، برگردد از مكّه و رمى كند ؛ و اگر رمى نكرد و از مكّه هم بيرون رفت ، ايّام تشريق سال
] 94 / A [
آينده « 1 » رمى كند يا نايبى بگيرد كه او رمى كند ، بلكه نيابت با حضور او با معذور بودن او از رمى ، به جهت علّتى [ - بيمارى ] هم جايز است .
[ مسئلهء ] ( دهم ) : اگر فراموش كرد رمى جمره را و نمىداند كه كدام يك از سه جمره است ، هر سه را اعاده كند ؛ و اگر فراموش كرد يك حصات [ - ريگ ] از جمره را و نمىداند كه از كدام يك جمرات فوت شده ، رمى كند هر سه را ، [ و ] به هر يك ، يك سنگ [ بزند ] به قصد آن فائت اجمالا .
[ مسئلهء ] ( يازدهم ) : مستحبّ است اقامت در منى [ در خلال ] چند روز تشريق ؛ و اين كه جمرهء اولى را از طرف راستش بيندازد در حال سكون و عدم حركت و در حالتى كه دعا مىخواند ؛ و جمرهء دوم در حكم آن است ؛ و جمرهء سوم را پشت به قبله و مقابل به جمره بيندازد ، و وقوف نكند براى دعا خواندن . و نيز مستحبّ است تكبير گفتن ، بنابر قولى ؛ « 2 » و صورت تكبير آن است كه بگويد : « اللّه اكبر اللّه اكبر لا إله إلّا اللّه و اللّه اكبر اللّه اكبر على ما هدانا و للّه الحمد على ما اولانا و رزقنا من بهيمة الانعام » ؛ و اين تكبير را بعد از پانزده نماز بخواند كه اوّل آن نمازها ، ظهر عيد باشد ، پس برود هرجا كه بخواهد .
و اگر بر او چيزى از مناسك در مكّه باقى مانده باشد ، رجوع كند به مكّه واجبا ؛ و اگر چيزى نمانده ، مستحبّا رجوع كند به جهت طواف وداع بعد از آنكه شش ركعت
هامش
( 1 ) . در نسخهء مترجم « ديگر » بدل « آينده » مىباشد .
( 2 ) . استحباب تكبير گفتن ، قول شيخ طوسى در المبسوط ( ج 1 ، ص 380 ) و ابن ادريس حلّى در السرائر ( ج 1 ، ص 319 و 610 - 611 ) و محقق حلّى در شرايع الإسلام ( ج 1 ، ص 251 ) مىباشد .