بعد آن را خورد ، به جهت كشتن ، كفّاره بدهد و به جهت خوردن ، قيمت آن را بدهد .
و اگر تيرى به [ سوى ] صيد انداخت و به آن اثر نكرد ، چيزى بر او نيست ؛ و اگر جراحتى به هم رسانيد [ و ] بعد خوب شد ، چهار يك قيمت آن را بدهد ؛ و اگر ندانست كه آيا از آن جراحت خوب شده ، تمام قيمت را بدهد ؛ و اگر نمىداند تير او جراحتى كرده ،
] 24 / A [
بعد از آنكه به آن تير انداخت ، تمام قيمت را بدهد .
و در شكستن شاخ آهو ، نصف قيمت آن را بدهد ؛ و در كور كردن دو چشم آن ، يا شكستن دو دست ، يا دو پاى آن ، تمام قيمت را بدهد .
و اگر دو نفر شريك شدند در يكى از مطالب ، بر هر يك كفّارهء مستقلّ است ؛ و كسى كه در حرم ، شير آهويى را بخورد ، بايد كفّاره به يك گوسفند بدهد و قيمت شير را هم بايد بدهد .
( قاعده )
اگر مرغى را به زمين زد ، بايد يك گوسفند كفّاره بدهد و قيمت آن مرغ را هم [ بايد ] بدهد ؛ و كسى كه مالك چند صيد بود و بعد محرم شد ، ملكيت او زايل مىشود و بايد هرچه صيد دارد ، رها كند ؛ و اگر رها نكرد ، ضامن است .
و اگر محرم ، صيدى را نگاه داشت و ديگرى آن را كشت ، بر هر يك ، كفّارهء مستقلّى است . و اگر محرمى صيدى را در حلّ نگاه داشت و محلّى ديگر آن را ذبح كرد ، محرم به تنهايى ضامن است .
و اگر محرمى در بر كبوتر حرم يا بچه و تخم بست ، با هلاك [ شدن ] كبوتر ، يك گوسفند بدهد ؛ و به جهت [ هلاك ] بچه ، يك بره بدهد ؛ و براى تخم ، يك درهم [ بدهد ] .
و اگر كبوتر حرم را ترسانيد ، يك گوسفند بدهد . و اگر چنان ترسانيد كه از حرم بيرون رفت و ديگر برنگشت ، از هر كبوترى بايد يك گوسفند بدهد .
و اگر چند نفر آتشى افروختند و مرغى در آن آتش افتاد ؛ اگر قصد افتادن مرغ را داشتهاند ، بر هر يك كفّارهء مستقلّ است ؛ و اگر قصد نداشتهاند ، بر تمام آنان يك كفّاره بيش نيست .
و همچنين كفّاره تعلّق مىگيرد بر كسى كه دلالت كند كسى را بر مرغى ؛ يا آنكه ببيند مرغى در دام است و او به خيال استخلاص آن مرغ ، آن را هلاك كند ؛ يا سگى را