و در ملخ زياد هم ، همين قسم است . و اگر عاجز شد از تحرّز و آن را كشت ، چيزى بر او نيست .
و هر چه كفّاره به جهت آن معيّن نشده [ باشد ] ، در كشتن آن ، قيمتش را بدهد ؛ و بهتر آن است كه اگر آنچه كشته ، معيوب بوده ، در كفّارهء آن صحيح را بدهد ؛ و همچنين تخمهايى كه كفّارهاش معيّن نيست ، قيمتش را بدهد .
و اگر نر يا ماده بود ، مثل همان بدهد ؛ اگرچه ماده در عوض نر ، و نر در عوض ماده هم جايز است . و اگر آبستن بوده ، آنچه [ را كه ] در كفّاره مىدهد بايد آبستن باشد ؛ و اگر نتوانست كه مثل آن [ را ] بدهد ، قيمت آبستنى را هم در كفّاره حساب نمايد . و اگر شكّ كرد كه آيا آنچه كشته صيد بوده ، چيزى بر او نيست . و آنچه در عوض كفّارهء صيد مىدهد از حال دادن كفّاره ، قيمت كند به قيمت وقت كشتن صيد ؛ و آنچه كفّارهاش معيّن نشده ، از وقت كشتن ، حساب كند .
( فائده )
جايز است از براى محرم ، صيد دريا - و صيد دريا هر حيوانى است كه در دريا تخم و بچه بگذارد - ، و هم جايز است خوردن صيد دريا و همچنين مرغ وحشى و شتر و گاو و گوسفند وحشى ، كه صيد كردن و خوردن آنها جايز است .
و در صيد درّنده ، كفّاره نيست ؛ يا حيوان متولّد ميانهء دو حيوان ، كه يكى از آنها وحشى باشد و ديگرى انسى [ - اهلى ] ؛ يا آن كه ميانهء آنچه كه بر محرم حلال است و آنچه كه بر او حرام است ، به شرط آنكه بر آن اطلاق اسم حيوانى كه بر محرم حرام است ، نشود .
( فائده )
جايز است از براى محرم ، كشتن افعى و موش و عقرب و كيك و حدأه ( كه قلنواجش گويند ) ، و كلاغ ؛ [ و ] بيرون كردن و قمرى ( كه كوچكتر از كبوتر است ) ، از مكّه ، و كشتن آنها جايز نيست و خوردن آنها هم جايز نيست . « 1 » و اگر صيدى را كشت و
هامش
( 1 ) . عبارت مرحوم علّامه در إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 320 ) ، چنين است : « و يجوز قتل الأفعي . . . و رمي الحدأة و الغراب ، و اخراج القماري و الدباسي من مكّة لا قتلها و اكلها » .