جنازه رفتن و عيادت مريض نمودن و شهادت به پاداشتن .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : اگر ضرورتى حادث شد و بيرون رفت ، حرام است كه در بيرون بنشيند ؛ يا زير سايه راه برود ؛ يا در بيرون ، نماز بگزارد ؛ مگر در مكّه كه نماز در بيرون عيبى ندارد .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : زنى كه در مسجد مطلّقه شد به طلاق رجعى ، برگردد به خانهاش تا عدّه [ اش ] تمام شود ؛ و اگر اعتكاف واجب بوده و باطل شده ، قضايش را به جا آورد . و همچنين است حكم حايض و مريض كه برگردند به خانه ، و در صورت بهبودى و طهر [ - پاكى ] ، قضا كنند ، اگر واجب [ بوده ] باشد .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : حرام است بر معتكف [ مباشرت با ] زن ، لمسا « 1 » و تقبيلا « 2 » و جماعا « 3 » ، مطلقا در شب و روز .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : حرام است بر معتكف ، بوى خوش بوييدن .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : حرام است بر معتكف ، استمناء نمودن .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : حرام است بر معتكف ، بيع و شراء .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : حرام است بر معتكف ، خصومت [ كردن ] با مردم .
[ مسئلهء ] ( نهم ) : جايز است از براى معتكف نگاه كردن در امر معاش و خوض [ - وارد شدن ] در امور مباحه .
[ مسئلهء ] ( دهم ) : باطل مىكند اعتكاف را ، آنچه كه روزه را باطل مىكند ؛ كه اگر در كفّارهء معيّن ، در روز افطار كرد ، يا در شب مجامعت كرد ، كفّاره لازم است ؛ و اگر اعتكاف معيّن نبود ؛ اگر واجب بود ، قضايش را به جا آورد به نيّت وجوب ، و كفّاره هم ندارد بنابر قولى . « 4 »
و اگر در روزهء ماه رمضان ، جماع كرد در حالتى كه معتكف هم بود ، دو كفّاره بايد بدهد ؛ و اگر زن هم مختاره بود ، او هم دو كفّاره بايد بدهد ؛ و اگر مرد او را اكراه كرده ، كفّاره او را هم بايد بدهد ، كه چهار كفّاره بر آن مرد ، واجب مىشود .
هامش
( 1 ) . لمس كردن .
( 2 ) . بوسيدن .
( 3 ) . نزديكى كردن .
( 4 ) . براى اطلاع از اقوال و تفصيل اين مسئله ، نك : غاية المراد ، ج 1 ، ص 355 - 359 .