و اگر در ماه رمضان سهوا چيزى خورد [ و ] بعد به خيال آن كه سهوا چيز خوردن ، مبطل روزه است ، عمدا چيز ديگر هم خورد ، كفّاره لازم است .
و اگر صبح شد و در دهان او بقيهء از غذا بود و او فرو داد ، كفّاره بدهد .
و اگر هلال ماه رمضان را غير او كسى نديد و باز افطار كرد ، كفّاره متعلّق مىشود ؛ خواه شهادت او را در ديدن هلال قبول كنند ، يا ردّ كنند .
و كسى كه پيش از فجر ، مجامعت مىكند با آنكه مىداند كه وقت از [ براى ] مجامعت و غسل تنگ است ، كفّاره بدهد ، هرگاه تيمّم هم نكرد ؛ و اگر گمان مىكرد كه وقت وسعت دارد و با مراعات فجر بود و بعد به غسل كردن نرسيد ، كفّاره بر او نيست « 1 » ، و اگر بىمراعات و ملاحظه از وقت گمان داشت به وسعت وقت ، قضا كند .
و مخفى نماند كه مكرّر مىشود كفّاره به تكرّر اسباب آن در دو روز ؛ ( چه هر دو سبب متفق باشند يا مختلف ، مثل آن كه يكى خوردنى و ديگرى گرد غليظ باشد ) ؛ يا آن كه در يك روز ، مكرّر كند با اختلاف سبب .
[ مسائل ]
] 33 / A [
( مسئله ) [ اوّل ] : اگر روزه را بىعذر خورد [ و ] بعد عذرى ، حادث شد ( مثل آنكه زن حايض شد ) ، كفّاره ساقط است .
( مسئله ) [ دوم ] : كسى كه عمدا بلامانع روزه را خورد ، تعزير مىشود ؛ و اگر دفعهء دوم هم خورد ، باز تعزير مىشود ؛ و در دفعهء سوم ، حكم ديگر دارد .
( مسئله ) [ سوم ] : كسى كه جبر كند زنش را به جماع ، كفّارهء او را بايد بدهد و روزهء زن ، صحيح است ، و اگر او هم مختاره بود ، روزهاش باطل است و كفّاره بايد بدهد .
و كسى كه در حالت صوم ، وطى كند تعزير مىشود به بيست و پنج « 2 » تازيانه ؛ و اگر اجنبيه را جبر كرد به وطى ، در تحمّل كفّارهء آن اجنبيه بر مرد ، دو قول است . « 3 »
و اگر كفّاره بر ذمّهاش بود و وفات كرد ، كسى كه از جانب او تبرّع كند ، از ذمّهء او ساقط مىشود ؛ و اگر زنده است ، تبرّع ، از ذمّهء او مسقط نيست .
هامش
( 1 ) . « بلكه [ اگر ] فرصت تيمّم دارد ، تيمّم كند و الّا روزه را بگيرد و احتياطا قضا هم بكند » ؛ [ شيخ محمّد على ] .
( 2 ) . در نسخه « پانزده » بدل « بيست و پنج » مىباشد .
( 3 ) . براى اطلاع از تفصيل اين مطلب ، نك ، غاية المراد ، ج 1 ، ص 317 - 319 .