( هشتم ) استمناء كردن است ؛
( نهم ) عمدا قى كردن است ؛
( دهم ) حقنه كردن است ؛
[ يازدهم خوابيدن شخص جنب است بعد از بيدار شدنش ] .
كه اگر يكى از اينها را اگر در روزهاش [ انجام داد ] ، باطل مىشود . و اگر روزهء معيّن اصلى بوده - مثل روزهء ماه رمضان ، يا واجب شده به نذر يا عهد يا قسم - . قضا و كفّاره [ به ] هر دو ، تعلّق مىگيرد ؛ مگر در تعمّد قى و حقنه و خوابيدن جنب بعد از بيدار شدن دفعهء دوم ؛ كه در اينجا ، قضا تنها لازم است .
[ موارد وجوب قضاى روزه ]
و ( بدان كه ) در چند جا ، قضا بىكفّاره لازم مىشود :
( اوّل آنچه گذشت ) .
( دوم ) آن كه پيش از آن كه بفهمد فجر طلوع كرده ، مفطرى به جا بياورد با اين كه متمكّن باشد از تفحّص فجر ؛ و بعد معلوم شود ، صبح بوده [ است ] .
( سوم ) آن كه كسى به او خبر داد صبح شده و او با تمكّن از تفحّص ، اعتنا به كلام او نكرد و مفطرى به جا آورد و بعد معلوم شد ، صبح بوده [ است ] .
( چهارم ) آن كه كسى به او خبر داد به [ وقوع ] طلوع فجر و او به گمان دروغ [ گفتن ] آن شخص ، مفطرى به جا آورد با تمكّن از تفحّص [ ولى ] بعد معلوم شد ، صبح بوده [ است ] .
( پنجم ) آن كه كسى به او خبر داد كه شب شده و او افطار كرد ، و بعد معلوم شد دروغ [ بوده ] آن خبر و اين كه هنوز روز بوده [ است ] .
( ششم ) آن كه تاريكى ظاهر شد [ و ] خيال كرد كه شب است و افطار كرد .
و مخفى نماند كه اگر صائمى [ - روزهدارى ] با زن خود مجامعت كرد ، بر هر دو ، كفّاره تعلّق مىگيرد .
و ( بدان كه ) حرام است بر روزهدار ، وطى حيوان و دروغ [ بستن ] بر خدا و پيغمبر و ائمّه عليهم السّلام ، و سر زير آب كردن ؛ ولى روزه باطل نمىشود به اينها بنابر قولى . « 1 »
هامش
( 1 ) . تفصيل اين مطالب را نك ، غاية المراد ، ج 1 ، ص 300 - 307 .