شاعر نشده كه ميگويد :
و قتيل مرّة اثارنّ فانّه * فرع و ان اخاكم لم يثأر
و مقتول مرّه كه قبيلهاى از قريش هستند خونش بسبب كشته شدن قاتلش گرفته شد زيرا كه آن فرع و شاخه شريف و بزرگ آن قوم است و برادر شما خونش گرفته نشد يعنى قاتلش كشته نگرديد .
اراده كرده ( لأثأرن ) پس لام حذف شده و جايز است كه لام ملحق به فعل حال بشود مانند حكايت خدا از قول فرعون
( لَأُصَلِّبَنَّكُمْ )
و وقتى مثال براى حال شد نون پيرو و تابع آن نباشد براى اينكه اين نونى كه ملحق بفعل مىشود در بيشتر امور آن نون براى فصل بين فعل حال و فعل آينده است ، و گاهى ممكن است كه لام ردّ بر كلام باشد و خيال كردهاند كه حسن . ( لا قسم بيوم القيمة و لا اقسم بالنّفس اللّوامة ) قرائت كرده و گفته كه قسم باوّلى خورده و بدوّمى سوگند نخورده و مثل همين را از ابى اسحاق نيز نقل كردهاند ابو على در غير كتاب حجّت ياد كرده كه لام زياد است زيرا قسم داخل بر قسم نميشود .
ابن جنّى گفته شايسته است كه اين لام ابتداء باشد يعنى هر آينه من سوگند ميخورم بروز قيامت پس مبتداء كه انا باشد حذف شده براى علم به آن .
ابو الحسن گويد : برق البصر بيشتر است در كلام عرب و بفتح خواندن هم لغتى است .
زجاج گفت : هر كه برق بكسر قرائت كرده بمعنى فزع و تحيّر گرفته و هر كه برق بفتح خوانده پس او از بريق العينين گرفته . ابو عبيده گويد برق البصر وقتى كه حيران شود .
كما اتانى ابن صبيح راغبا * اعطيته عيساء منها فبرق