( برق البصر ) بفتح راء و ديگران بكسر راء و در قرائت شواذ . ابن عبّاس .
و عكرمه و ايوب سختيانى « 1 » و حسن مفر را بفتح ميم و كسر فاء و زهرى مفر بكسر ميم و فتح فاء قرائت كرده .
دليل :
ابو على طبرسى ( مصنّف گويد ) هر كه
لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ
قرائت كرده ( لا ) بنا بر گفتهء او صله مانند لائي كه در آيه
( لِئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ )
است .
اگر گفتى لا و ما و حروفى كه زيادى هستند در ميان دو كلام ميباشند ، مانند قول خدا
( مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ )
( فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ )
و
( فَبِما نَقْضِهِمْ )
و در اوّل كلام زياد نيست . از اين ايراد جواب دادهاند كه مجارى قرآن مجارى سخن واحد و سورهء واحد است و چيزى كه بر اين دلالت مىكند اينست كه گاهى چيزى را در سورهاى ذكر مىكند كه جوابش در سورهء ديگر ميآيد مثل قول خدا
( يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ )
« 2 » ( اى آن كسى كه قرآن بر تو نازل شده مسلّما تو ديوانهاى ) كه جوابش در سورهء ديگر
( ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ )
« 3 » ) تو اى ( رسول ) بنعمت پروردگار خويش ديوانه نيستى پس فصلى نيست بنا بر اين بين گفتهء او
( لِئَلَّا يَعْلَمَ )
و بين گفتهاش
( لا أُقْسِمُ )
.
و امّا آنكه لا اقسم قرائت كرده لام آن ممكن است لا مىباشد كه در بيشتر مواقع مصاحب يكى از دو نون مىباشد ( نون تأكيد ثقيله 2 - نون تأكيد خفيفه ( لأقسمنّ بالايمن ) و اين مطلب از سيبويه حكايت شده و اجازه داده و چنانچه نون ملحق با فعل در لا قسم نشده نيز لام ملحق با نون در مثل قول
هامش
( 1 ) ايّوب بن ابى تميمه كيسان تميمى سختيانى بفتح سين و سكون خاء ابو بكر بصريست كه در تقريب التّهذيب فوت او را در سال 135 ه ياد كرده .
( 2 ) حجر آيه 6
( 3 ) قلم 2