6 - ( از روى استهزاء و تمسخر ميپرسد ) روز رستاخيز كى خواهد بود .
7 - پس آن هنگام كه ديده خيره شود .
8 - و ماه تيره گردد و نورش تمام شود .
9 - و مهر و ماه مجتمع شوند يا در رفتن نورشان بخسوف و كسوف ، جمع شوند تا تاريكى زمين بر اهلش بنهايت برسد .
10 - آن روز آدمى ميگويد فرار و گريزگاه كجاست .
11 - نه چنانست ( كه او را از گريختن سودى باشد ) پناه گاهى نيست .
12 - آن روز بازگشت ( يا فرارگاه ) بسوى حكم پروردگار است .
13 - آن روز انسان را باعمالى كه در پيش كرده و به آنچه بعد از آن مىكند ( يا به آنچه در زمان زندگيش در دنيا نموده و يا باقيات الصّالحات و آثار خيرى كه مانند مدرسه و مسجد و بيمارستان و . . . براى بعد از مرگش گذاشته ) خبر ميدهند .
14 - بلكه انسان به حال خود ( بشهادت اعضاء و جوارهش ) بيناست .
15 - و اگر چه ( براى هر گناه ) عذرهاى خود را بياورد .
قرائت :
قواس لا قسم و ديگران لا اقسم قرائت كردهاند و در قرائت جملهء دوّم و آيهء دوّم اختلاف نكردهاند كه آن ( و لا اقسم ) قرائت كردهاند « 1 » و قاريان مدينه
هامش
( 1 ) در تمام قرآنهاى خطّى و چاپى اختلاف در اثبات الف لا و اقسم - نيست ولى ابو الحسن قواس حمل كرده بر زيادى الف در كتابت مثل لا اذبحته و از ابن محيص در قرائت شواذ به ادغام آمده و در بعضى از قرآنها ينبواء بواو بعد الف و اتّفاق كردهاند بر كتابت الّن نجمع .