( قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ )
يعنى ما بوديم كه نماز روزانه را نميخوانديم بنا بر آنچه شرع اسلام مقرّر فرموده ( و فقهاء در توضيح المسائل خود نوشتند ) و در اين دلالت است بر اينكه اخلال بواجبات استحقاق مذمّت و عقاب و عذاب ميآورد زيرا ايشان تعليق فرمودند استحقاق عذاب آنها را باخلال و تقصير در نماز و در آن نيز دلالت است بر اينكه كفّار هم مخاطب بعبادتهاى شرعيّه هستند ( چنانچه علماء در كتب اصول گفتهاند كه كفّار همانطور كه مؤاخذ باصولند مؤاخذ و معاقب بفروع ميباشند ( مترجم ) زيرا حكايت از كفّار مىكند بدلالت قول خداوند
( وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ )
و همچنين
( وَ لَمْ نَكُ
نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ )
.
قتاده گويد : يعنى ما نبوديم كه بيرون كنيم زكاتهاى واجب خود ، و كفّاراتى كه بر ما واجب شده بود كه بدرويشان و مستمندان و بينوايان بدهيم .
( وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ )
قتاده گويد : هر وقت فريبندهاى فريبكارى مينمود و در باطل فرو ميرفت ما هم با او فرو رفته و فريب ميخورديم و معنايش اين است كه ما بوديم كه خود را بگذشتن در باطل آلوده نموده مانند آلوده شدن مرد بفرو رفتن در كثافات پس چون اين گروه سير ميكردند با افرادى كه تكذيب ميكردند حقّ را و پيرو بودند آنان را در منطق ، بودند فرو رفتگان با ايشان .
( وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ )
با اين حال ( كه ما نه اهل نماز و نه اهل زكات بوديم . مترجم ) انكار ميكرديم روز پاداش را و آن روز قيامت و رستاخيز و روز پاداش است و جزاء رسيدن به چيز است خواه سود باشد و خواه زيان آنچه كه مستحقّ آنست . پس روز جزاء آن روزيست كه مستحقّ بعدل و داد ميگيرد ، و و ميرسد « 1 » .
هامش
( 1 ) مترجم گويد : چنانچه فرمودهاند . النّاس مجزيّون باعمالهم