تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
و خدا مردگان را پراكنده نمود پس پراكنده و متفرّق محشور شدند ، گويد نيز و آمده از ايشان نشر اللَّه الميت . خدا مرده را نشر فرمود . متنبّى گويد :
ردّت صنايعه اليه حياته * فكانّه من نشرها منشور
زندگى او كارهاى او را بر گردانيد پس مثل اينكه او از زنده شدنش ، منشور و پراكنده است و ندانستيم كه گفته باشند انشرت الثّوب و مثل آن لباس را پهن و گسترانيد مگر اينكه جايز است كه تشبيه كنند چيزى را به چيزى چنانچه جايز است مرده را به چيز پيچيده تشبيه كنند حتّى متنبّى گويد : منشور . پس همچنين جايز است كه پيچيده را تشبيه بمرده كنند . پس گفته شود صحف منشّره يعنى گويا آن نامه به پيچيدگيش مرده است پس وقتى باز شد گفته مىشود منشره باز شده .

لغت :

يقين . علميست كه ميابد انسان خنكى اطمينان را در سينه و گفته مىشود فلانى يافت برد و خنكى يقين را خنك نمود سينه‌اش را يقين و به جهت همين خداى سبحان توصيف بمتيقّن نميشود . و قسوره شير است و گفته شده آن از مادّه قسره يقسره قسرا وقتى كه او را قهر و غلبه نمود . و اصل فرار انكشاف از چيزيست و از آنست كه ميگويند فرّاء الفرس يفرّ فراّ وقتى كه سال او را تعيين و ظاهر ميكنند . و صحف جمع صحيفه و آن ورقيست كه از شأنش اينست كه از اين رو به آن رو كنند براى نوشته‌هايى كه در آنست و از آنست مصحف كه جمعش مصاحف است .