تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
احمد بن يحيى گويد :
ان كان حزن لك بافقيمة * باعك عبدا باحسن قيمة
اگر حزن و اندوه براى تو از بافقيمه باشد فروخته است تو را ، به نازل‌ترين قيمت‌ها . فرزدق گويد :
و عليك اثم عطيّة بن الخطفى * و اثم الّتي زجرتك ان لم تجهد
بر گردن توست گناه عطيّه پسر خطفى و گناه كسى كه تو را ستم كرد اگر كوشش و جهاد نكنى ، گويد و كسر در مستنفره بهتر است براى قول او ( فرّت من قسوره ) و اين دلالت دارد بر اينكه آن فرار مىكند . و ميگويند نفر و استنفر مانند سخر و استخر و عجب و استعجب و كسى كه گويد مستنفره پس گويا شير او را فرارى نموده . ابو عبيده گويد : مستنفره مذعوره . فرارى ترسويى است . زجاج گفت :
امسك حمارك انّه مستنفره * فى اثر احمره عمدن لغزّب
نگهدار خرت را كه او فرارى و رم كننده است در عقب گورخرهاى وحشى كه حمله ميكنند در نزديكى كوه عزّب و نيز بكسر روايت شده ابن سلام گويد پرسيدم از ابو سوار عرنى كه مرد عرب فصيحى و قارى قرآن بود و گفتم
( كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ )
چيست ؟ گفت حمر مستنفره كه شير آن را دور كرده گفتم او از شير فرار كرد گفت ( أفرّت ) آيا او فرار كرد گفتم آرى پس گفت مستنفره ( بكسر فاء ) ابن جنّى نحوى گويد : امّا سكون حاء از ( صحف ) لغت تميميه و امّا منشّره به سكون نون . بدرستى كه عرف در استعمال نشرت الثّوب و غيره پيراهن را پهن نمودم