48 - گويا ايشان ( در رميدن از حقّ ) خران وحشىاند .
49 - كه از شيران گريختهاند .
50 - بلكه هر مردى از ايشان ميخواهد كه نامههايى گشاده بديشان بدهد ( كه در آن نوشته باشد كه اى فلان محمّد ( ص ) را پيروى كن ) .
51 - نه چنانست ( كه ايشان را اين نامهها بدهند و اگر هم بدهند - نگروند ) بلكه از ( شكنجه ) سراى ديگر نميترسند .
52 - نه چنانست ( كه كافران در بارهء قرآن ميگويند ) حقّا قرآن پندى است .
53 - پس هر كه خواهد به آن پند گيرد .
54 - و پند پذير نشود مگر آنكه خدا خواهد ( يعنى به اختيار خود ايمان نميآورند مگر آنكه خدا مجبورشان كند و جبر خود منافات با تكليف دارد ) و سزاوار است كه از عذابش هراسان باشند و او سزاوار آمرزيدنست .
قرائت :
نافع و حمزه و حفص و يعقوب و خلف ( اذا ) را بدون الف و ( ادبر ) را با الف قرائت كرده و ديگران از قرّاء ( اذا ) با الف ( دبر ) را بدون الف قراء كردهاند .
اهل مدينه و ابن عامر ( مستنفره ) را بفتح فاء و ما بقى بكسر فاء خواندهاند و در قرائت فاى نادره و بعضى از قرّاء از ابن كثير روايت كردهاند ( انّها لحدى الكبر ) بدون حمزه و قرائت سعيد بن جبير ( صحفا منشره ) به سكون ح و نون منشره روايت كردهاند .