و يعنى او بسيار آمرزنده و عادتش بخشيدن گناهانست .
( الْوَدُودُ )
مجاهد گويد : اولياء و دوستان خود را . ازهرى در تفسير نامهاى خدا گويد : ممكن است ودود بر وزن فعول به معناى مفعول مانند ركوب و حلوب باشد . و معنايش اين باشد كه بندگان صالح خدا را دوست بدارند براى آنچه از فضل و كرم او شناختهاند . و براى آنچه بر ايشان از نعمتها تكميل نموده گويد : و هر دو صفت مدح است زيرا خداوند سبحان اگر دوست بدارد بندگان صالح خود را پس اين فضلى است از او بر آنان . و اگر بندگان مطيع خدا را دوست بدارند پس براى شناخت و معرفت ايشانست فضل و احسان خدا را .
( ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ )
صاحب عرش بزرگ است . قاريان اكثرا مجيد را مرفوع خواندهاند براى اينكه مجيد صفت خداوند سبحانست و در غير صفت خداى تعالى شنيده نشده اگر چه ماجد شنيده مىشود . و كسى كه مجيد را مكسور خوانده آن را صفت عرش قرار داده است .
از ابن عبّاس روايت شده كه او گويد : مقصود از مجيد عرش و زيبايى آن است . و مؤيد اين اينست كه عرش را تعريف و توصيف بكرم نموده در آيه
رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ
. پس نيز جايز است كه موصوف بمجد هم باشد براى اينكه معناى آن كمال و علو و رفعت است .
و عرش كاملترين و بالاترين هر چيز و جامعترين موجودات است در زيبايى .
( فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ )
عطاء گويد : طلب كردن چيزى او را عاجز و خسته نميكند و چيزى را كه او اراده كند برايش ممتنع نيست .