از قبول اعمال او . . . و دادن كتاب بر صورت ديگر ( بدست چپ ) نشانه است براى ايشان بر اينكه صاحبش از اهل آتش است و علامت مناقشه در حساب و بدى عاقبت است . سپس خداوند سبحان حكايت نمود آنچه بوى ميرسد . و فرمود
( فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً )
پس به زودى تقاضا مىكند و ميخواهد هلاكت خود را وقتى كتاب خود را خواند . آن موقع است كه ميگويد : وا ثبورا وا هلاكاه .
( وَ يَصْلى سَعِيراً )
جبائى گويد : يعنى داخل آتش شده و به آن عذاب شود . و بگفته برخى يعنى ميگردد و طعمه آتش فروزان شعلهور و بگفته بعضى ديگر : يعنى براى هميشه در آتش معذّب خواهد بود .
( إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً )
او در ميان كسان خويش در دنيا مسرور بود . امر آخرت برايش اهمّيت نداشت و متحمّل مشقّت عبادت نميشد . پس خداوند بسرور و خوشحاليش تبديل نمود غصّهاى كه برايش ابدا باقى باشد و قطع نشود .
و امّا مؤمن اهتمام و كوشش بامور اخروى داشت پس خداوند تبديل فرمود بغصّه او سرورى در آخرت كه زايل نشود و تمام نگردد . جبائى گويد :
در دنيا خوشحال و مسرور بود بگناهان خداى تعالى و ندامتى بر آنها نداشت و بعضى گفتهاند : البتّه هر كه معصيت كند و خوشحال به معصيت و گناهش زياد باشد پس پنداشته است كه در روز قيامت بر نميگردد و اگر يقين بقيامت و روز بعث داشت هر آينه دور بود كه بگناهان خود مسرور باشد .
( إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ )
يعنى او در دار تكليف مىپنداشت كه هرگز در آخرت به حال زندگى بر نميگردد . براى پاداش و كيفر كردارش پس مرتكب گناه شده و هتك محرّمات نموده و پرده نواميس را پاره كرده .