اعراب :
زجاج گويد : جواب اذا قول خدا فملاقيه است و معنا اينست هر گاه روز قيامت شود انسان عملش را خواهد ديد . ( اذا كان يوم القيمة لقى الانسان عمله ) و هاء قول خدا در فملاقيه ممكن است تقديرش فملاق ربّك باشد و ممكن است فملاق كدحك يعنى عملك و سعيك باشد . و قول خدا .
كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً
بعضى گفتهاند : الى در اينجا به معناى لام است . و وجه درست و صحيح در آن اين است كه محمول بر معنى باشد براى اينكه معنايش اينست ساع الى ربّك سعيا . تو بسوى خدايت كوشش كردى كوشش كردنى بنا بر اينكه محتمل است كه الى متعلّق بمحذوف باشد . و تقديرش اين باشد انّك كادح لنفسك صابرا الى ربّك تو براى خودت در رنج و كوشش و رونده بسوى پروردگارت هستى چنانچه قول خدا .
وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ
معنايش تبتّل من الخلق راجعا الى اللَّه تعالى از خلق خدا به بر در حالى كه رجوع بخداى تعالى دارى يا رغبت و ميل به او دارى . و قول خدا .
يَدْعُوا ثُبُوراً
يعنى او ميگويد : يا ثبوراه . پس مثل اينكه ميخواند او را و ميگويد يا ثبور تعالى . اى ثبور بيا . پس هذا يا انّك مثل چيزى است كه در يا حسرتى . گفته شده . پس بنا بر اين ثبورا مفعولا به .
أَنْ لَنْ يَحُورَ
است .
تقديرش ان لن يحور است . پس ان در اينجا مخفّفه از انّ مثقّله است . و جايز نيست كه آن ناصبه فعل باشد . براى اينكه جايز نيست دو عامل بر يك كلمه جمع شود . و قول خدا
( فَما لَهُمْ )
مبتداء و خبر است و
لا يُؤْمِنُونَ
جمله منصوبه در محلّ حال است و تقديرش اينست اىّ شىء استقرّ لهم غير مؤمنين . چه چيز براى ايشان كه غير مؤمنين هستند مستقرّ شده است .