تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
الحور : يعنى رجوع و بازگشت . حار يحور وقتى رجوع كند . و كلمته فما حار جوابا . با او سخن گفتم جوابى نداشت يعنى جوابى ردّ نكرد . و نعوذ باللّه من الحور بعد الكور . و پناه به خدا ميبرم از برگشت در گناه بعد از توبه و رجوع بحقّ . يعنى رجوع و بازگشت بنقصان بعد از زيادتى و كمال . و حوّره وقتى كه او را بسفيدى برگرداند . و المخور : يعنى عقربك دور مىزند تا بجاى اوّلش بر گردد . الشّفق : سرخى بين نماز مغرب و نماز عشاء آخر است و آن قول مالك و شافعى و اوزاعى و ابو يوسف و محمّد « 1 » و آن نيز قول خليل ( ابن احمد نحوى شيعى امامى مذهب ) و مروى از ائمّه هداة عليهم السّلام است . ثعلب گويد : آن سفيدى صبح صادق است و آن قول ابو حنيفه است فرّاء گويد : شنيدم بعضى از عربها ميگفت . الثّوب احمر كانّه الشّفق . پيراهن سرخ مثل اينكه آن قرمزى افق است و شاعر گويد :
( احمر الكون كمحمر الشّفق )
سرخ رنگ مانند سرخى شفق بود و شاعر ديگر گويد
قم يا غلام اعنّى غير محتشم * على الزّمان بكاس حشوها شفق
پس بر خيز بدون هيچ اعتنايى بر روزگار مرا كمك كن بكاسه‌اى كه در آن مايع سرخ رنگ و شراب ناب باشد اصل شفق رقّت و ملايمت است و مثل آنست تشفيق در عمل و آن ملايمت و رقّت است بر اينكه خلل و نقصى در آن باشد . و اشفق على كذا . وقتى بر آن رقّت كند و از هلاكت او بترسد . و ثوب شفق لباس نازك
هامش
( 1 ) مالك بن انس امام مالكى مذهب‌ها . و شافعى محمّد بن ادريس شافعى امام شافعى مذهب‌ها . و اوزاعى يكى از رؤساء و امامان اهل سنّت در آن عصر بوده ولى اكنون مذهبش منسوخ شده و ابو يوسف قاضى شاگرد ابو حنيفه و محمّد بن حسن شيبانى نيز شاگرد ابو حنيفه و مذهب ابو حنيفه از اين دو شاگردش منتشر گرديده است . ( مترجم )