تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
( يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ )
روزى كه مردم قيام ميكنند و ميايستند براى پروردگار عالميان . يعنى روزى كه مردم از قبورشان بفرمان پروردگار عالميان براى پاداش و يا حساب و كيفر كردارشان بر ميخيزند و در حديث آمده كه مردم مىايستند در حالى كه از شدّت حرارت و گرما عرق تا پرده گوش آنها رسيده و در حديث ديگر است كه مردم ميايستند تا عرق به اطراف گوششان ميرسد . و محتمل است كه مقصود نيز اين باشد آيا نميدانند اين گروه براى اينكه هر كس پاداش اعمال و روز بعث را پنداشت و در نفس و باطن خود هم آن را تقويت نمود . گر چه عالم بآنهم نباشد پس بر او واجب است كه از آن احتراز كند براى ترس از عقابى كه آن را پنداشته و تجويز نموده چنانچه اگر كسى گمان كند در رفتن راهى ناراحتى و سختى براى اوست . واجب است بر او كه از رفتن در اين راه اجتناب كند . و در حديث از سليم بن عامر از مقداد بن اسود رضى اللَّه عنه است كه گفت شنيدم رسول خدا ميفرمود : آن گاه كه روز قيامت شود خورشيد فرود آيد تا به اندازه يك ميل يا دو ميل بمردم و بندگان خدا نزديك شود سليم گويد : نميدانم آيا ميلى كه مسافت زمين است يا ميلى كه مردم براى سرمه به چشم خود ميكنند . آن گاه گفت خورشيد ميتابد بر ايشان پس مردم به اندازه اعمالشان در عرق فرود ميروند . بعضى از ايشان تا پاشنه پاى و بعضى تا گردنشان كه لجام و دهن بندى بر دهان آنها مىزند . گويد ديدم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله اشاره با دستش به دهان مباركش نمود و فرمود لجام و دهان بندى بر خود مىزند . مسلم اين روايت را در صحيح خود آورده است . روايت شده كه عبد اللَّه بن عمر الخطّاب
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ
را قرائت ميكرد تا ميرسيد