و بعضى از ما بودند كه زنده كردند دختران زنده بگورى را و از ما بود غالب و عمرو و بعضى از ما بودند حاجب و اقارع . شاهد اين بيت كلمه وئيد است كه مقصود همان دختران زنده بگور شده است .
الكشط : به معناى كندن از شدّت و سختى چسبندگى است و كشط و قشط هر دو يكيست در معنى و در حرف و قرائت عبد اللَّه و اذا السّماء قشطت . « 1 » التّسعير : هيجان و طغيان آتش است تا شعلهور گردد . و از همين باب است . سعر . براى اينكه آن حال براى رفتن و پائين آمدن نرخ است در بازار .
اعراب :
شمس مرفوع بفعل ضمير و مخفى است و تقديرش اذا كوّرت الشّمس - كوّرت است و جايز نيست اظهار اين فعل براى اينكه ما بعدش تفسير آن را مىكند . و البتّه اختيار باضمار و مخفى داشتن فعل شده براى اينكه در اذا معنى شرط خوابيده و شرط هم مقتضى فعل است . و جواب اذا شرطيه قول خدا
هامش
( دو بيت اشاره بقصه صعصعه جدّ فرزدق است كه بر رسول خدا ( ص ) وارد و گفت من 360 دختران زنده بگورى را خريدم هر كدام را به دو شتر ده ماهه آبستن و يك شتر نر آيا براى من در اين اجر و ثوابيست فرمود پيغمبر ( ص ) اين بابى از ابواب نيكى و احسان است و اگر اسلام آورى خدا پاداش آن را به تو دهد .
( 1 ) ابو على ( ره ) ياد نكرده كه در ميان عبد اللّهها كدام مراد است آيا عبد اللَّه بن عبّاس و يا عبد اللَّه بن مسعود صحابى جليل القدر صاحب قرآن مقصود است آيا عبد اللَّه ديگرى و اللَّه اعلم .
( مترجم )