تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
از زيادى و فراوانى . الانكدار : منقلب و وارونه شدن چيز است بطرزى كه بالاى آن زير قرار بگيرد . آن چنان كه اگر آب بود كدر و تيره ميشد . و اصل آن انصياب است . عجاج گويد :
« ابصر خربان فضاء فانكدر » « 1 »
پرنده قمرى سرابى ديد پس به زير آمده و سر نگون شد . العشار : جمع عشراء آن شتريست كه ده ماهه آبستن باشد و شتر در دوازده ماهگى ميزايد . السجر : اصل آن پر بودن است . لبيد شاعر عصر جاهليت گويد :
فتوسّطا عرض السّرىّ فصدّعا * مسجورة متجاورا قلّامها
پس كاروان و شتران در وسط نهر توقّف كردند . پس مزاحم شدند محلّى را كه پر بود از گياه قلام و نى كه در كنار هم بودند . شاهد اين بيت كلمه مسجوره است كه به معناى پر آمده . و تنور مسجور تنور پر از آتش است . الموؤدة : از باب وأد يئد وأدا . زير خاك كرد و زير خاك مىكند و عرب جاهليّت دختر را زنده زير خاك و گور مينمود به جهت ترس از تنگدستى . قتاده گويد : قيس بن عاصم تميمى خدمت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شرفياب شد و گفت من در جاهليّت هشت دخترم را زنده بگور كردم . پس حضرت فرمود : از براى هر دخترى يك بنده آزاد كن . گفت من صاحب شترم
هامش
( 1 ) در دو صفحه قبل در تفسير سوره عبس گذشت و بيت اوّل آن اينستدانى جناحيه من الطّور فمر * تقضى البازى اذا البازى كسر .و بعد از آن اين بيت است .ابصر خربان فضاء فانكدر .خربان جمع خرب و آن پرنده‌اى است كه به او حبارى و در فارسى قمرى گويند . « شعرايى »
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 323 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى