نابينايند و رفت و آمد ميكنند و بعضى كر و گنگ هستند . و بعضى زبانهاى خود را ميجوند پس چرك از دهانشان جارى مىشود كه اهل محشر از بوى گند آن ناراحت ميشوند . و بعضى دست و پايشان بريده و بعضى از ايشان ، بر شاخههايى از آتش آويزانند . و بعضى از آنها عفونتشان از مردار گنديده بدتر است . و بعضى از ايشان بلباسهايى از مس گداخته شده در آتش كه چسبيده به بدنشان است ملبوسند .
امّا آنهايى كه به صورت ميمونند آنها سخنچينان از مردمند . و امّا آنهايى كه بر صورت خوكند . پس آنها حرام خورها كه از راه حرام كسب ميكنند . و امّا آنها كه وارونهاند آنها ربا خورانند . و نابينايان قضات و دادستانهايى هستند كه در حكمشان ستم ميكنند . و كر و لالها افرادى هستند كه باعمال خود مغرورند و آنهايى كه زبان خود را ميجوند دانشمندانى هستند كه بعلمشان عمل نكردهاند . و نيز قاضىهايى هستند كه اعمالشان مخالف گفتارشان بوده و دست و پا بريده آنهايى هستند كه همسايگان را اذيّت ميكردند و دار آويختگان بر شاخههاى آتش افراد سازمانى هستند كه در ميان مردم و حكومت دولت سعايت كرده ( و پرونده سازى نموده و مردم را بزندان و تبعيد و اعدام مبتلاء مينمودند ) و آنهايى كه عفونتشان از مردار بدتر است افراديند كه از شهوات و لذّتهاى حرام كامياب ميشدند و حقوق مالى خدا را ( از زكات و خمس و . . . ) نمىپرداختند . و آنهايى كه لباسشان از مس گداخته در آتش است آنها اهل كبر و مفاخرت است . « 1 »
هامش
( 1 ) و اين حديث دلالت مىكند بر تجسّم ملكات باطنه در آخرت . و