و بوديم ما مانند نديمان جذيمه ( پادشاه حيره ) مدتى طولانى از روزگار تا اينكه گفته شد هرگز جدا نميشوند .
شاهد اين بيت كلمه حقبه است كه بمعنى مدّت دراز و طولانى است
اعراب :
يَوْمَ يُنْفَخُ
: منصوبست براى اينكه آن بدل از يوم الفصل است . و افواجا منصوب است بر حاليت .
( لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً )
جمله است جايز است حال از ( لابثين ) باشد و تقديرش ، توقّف مىكند بدون اينكه چشنده باشند . و جايز است اينكه صفت براى قول خدا . احقابا باشد و تقديرش مدّتها توقّف كنند كه در آن نچشيده باشند ( خنكى و نوشيدنى را ) و اجزاء مصدر است نهاده شده در محلّ حال .
( وَ كُلَّ شَيْءٍ )
منصوب بفعل پنهان است كه قول خدا و احصيناه تفسير مىكند آن را . و كتابا منصوب بر مصدريت است براى اينكه كتب در معناء احصى است و جايز است كه در جاى حال باشد يعنى نكتبه و تقديرش ( احصيناه - كاتبين ) است .
تفسير و مقصود :
سپس خداى سبحان ياد نمود اعاده و بعث را ( در روز قيامت ) براى آگاهيدن بر اينكه آيات گذشته متذكّر صحّت بعث است . پس گفت
( إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ )
يعنى روز داورى كه خداوند در آن روز حكم مىكند ميان -
هامش
( كنايه از فرقدين و جذيمه پادشاه حيره و دو نديم او مالك و عقيل است كه چهل سال با او منادمت و مصاحبت داشتند و از او جدا نشدند مانند فرقدين و در ميان عرب ضرب المثل گرديدند .