تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
به پيامبران الهى القاء ذكر و وحى مينمايند و آنها هم بامّتهاى خود ابلاغ ميكنند . مثل اينكه گويد حاملين ذكر كه القاء كننده هستند ذكر را تا اينكه - مخاطبين فرا گيرند . و القاء انداختن چيزيست بر غير و ديگرى
( عُذْراً أَوْ نُذْراً )
- يعنى براى عذر و حجّت داشتن و ترسانيدن و معناى آن حجّت داشتن از خدا و ترسانيدن مر خلق خداست . حسن گويد : ( عذرا حجّتى كه خداوند ميآورد آن را براى عقاب كردن بنده‌گانش كه آنها را عقاب نميكند مگر از روى حكمت و مصلحت ( و نذرا ) يعنى آگاهانيدن مورد ترس ( كه گناه و كيفر آن باشد ) و اين سوگندهاييست كه خداى تعالى آن را ياد نموده . جبائى گويد : خداوند سبحان به پروردگار اين چيزها سوگند ياد نموده گويد جايز نيست سوگند و قسم مگر بخداى سبحان و غير جبائى گفته خير بلكه خداوند براى بزرگى موقعيّت و مأموريت آنها به خود آنها سوگند خورده است .
( إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ )
اين جواب سوگندهاست و معنايش اينست كه آنچه بشما خداوند از بعث و نشور و ثواب و عقاب پاداش و كيفر اعمال وعده داد هر آينه واقع خواهد شد . و بعضى گفته‌اند فرق بين واقع و كائن اينست كه واقع نميشود مگر اينكه حادث باشد مثل ديوار كه واقع مىشود بين منزل و كوچه براى اينكه ديوار از روشن‌ترين چيزهاست در حدوث و كائن اعمّ از آن است زيرا آن بمنزله موجود ثابت است كه مىشود حادث باشد و مىشود قديم باشد و حادث . سپس خداوند سبحان بيان كرد وقت وقوع آن را و فرمود :
( فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ )
يعنى وقتى آثار ستارگان نابود و نورشان تمام