در طلبيدن تو و عذر خواستن بنا بر اين شاهد اين بيت كلمه عذر است كه جمع عاذر است ، پس عذرا و نذرا حال از القاء است گويا اينكه ايشان القاء ذكر ميكنند در حال اعذار و انذار و كسى كه ( وقتت ) بواو خواند براى اينست كه اصل كلمه از وقت است و كسى كه آن را تبديل بهمزه نموده پس براى مضموم بودن واو است و واو اوّل وقتى در مثل وجوه و و عود و سوّم در مثل ادور مضموم شد بنا بر شايع تبديل بهمزه مىشود براى ثقيل دانستن ايشان ( فيها ) ضمّه را بر واو .
تفسير و مقصود :
( وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً )
ابن عبّاس و مجاهد و قتاده و ابى صالح گويند يعنى بادها را پى در پى فرستادم مانند دويدن اسب . پس بنا بر اين عرفا منصوب است بر حاليت از قول ايشان جاءوا اليه عرفا واحدا يعنى پى در پى .
ابن مسعود و ابى حمزه ثمالى از اصحاب على ( ع ) از آن حضرت روايت كردهاند كه آنها فرشتگانند كه فرستاده بمعروف از امر و نهى خدايند و بنا بر اين مفعول له است و بعضى گفتهاند : مراد از مرسلات پيامبرانند كه بدعوت معروف آمدهاند و ارسال نقيض امساك است .
( فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً )
يعنى بادهاى تند و سخت . هبوب و عصوف وزش باد است به سختى
( وَ النَّاشِراتِ نَشْراً )
آن بادهائيست كه باران ميآورد ابرها را براى باريدن پراكنده مىكند پراكندنى چنانچه آبستن بارانست .
ابو حمزه ثمالى و ابو صالح گويند : آنها فرشتگانند كه كتب سماوى را از خداى تعالى پراكنده ميكنند .