( وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ )
طواف مىكند ايشان را پسران جاودانى بهشت تفسيرش گذشت
( إِذا رَأَيْتَهُمْ )
يعنى وقتى ديدى اين گروه پسران را
( حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً )
پندارى كه ايشان مرواريد پراكندهاند از صفا و زيبايى و زيادى . پس ياد فرمود رنگ و بسيارى آنها را .
و بعضى گفتهاند : تشبيه فرمود آنها را به پراكندهگى براى پراكندگى ايشان در خدمت . زيرا اگر آنها در يك صف و رديف بودند آن را تشبيه بمنظوم و رديف شده مينمود .
( وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ )
يعنى وقتى چشم انداختى در آنجا يعنى بهشت و برخى گفتهاند : يعنى و وقتى ديدى چيزها را در آنجا
( رَأَيْتَ نَعِيماً )
ديدى نعمتهاى گرانقدر را
( وَ مُلْكاً كَبِيراً )
و ملك بزرگى را امام صادق ( ع ) فرمود :
زايل و فانى نميشود .
و بعضى گفتهاند : ملك وسيعى يعنى كه نعمتهاى بهشتى از جهت زيادى قابل وصف نيست . و بدرستى كه بعضى از آنها را تعريف مىكند .
و بعضى گفته : مراد از ملك كبير . اجازه خواستن فرشتگانست ، از ايشان و درود آنهاست بر ايشان بسلام .
و بعضى گفته : مقصود از ملك كبير آنست كه بهشتيان چيزى را اراده نميكنند مگر آنچه فورا بر آن توانا ميشوند .
و بعضى گفتهاند : كه كمترين آنها از جهت درجه و رتبه از مسير هزار سال نگاه مىكند در ملك خودش مىبيند نقطه دور و آخر آن را ، چنانچه ميبيند اوّل و نزديك آن را .
و بعضى گفتهاند : آن ملك هميشگى و ابديست در نفوذ امر و حصول